ديوان شمس› غزل ٩٧٥› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۹۷۵
- هر حیاتی که یک دمش عمرست چون برآید ز عشق شد جاوید
G975:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 آتش افکند در جهان جمشید·از پس چار پرده چون خورشید
- 2 خنک او را که شد برهنه ز بود·وای آن را که جست سایه بید
- 3 دل سپیدست و عشق را رو سرخ·زان سپیدی که نیست سرخ و سپید
- 4 عشق ایمن ولایتیست چنانک·ترس را نیست اندر او امید
- 5 هر حیاتی که یک دمش عمرست·چون برآید ز عشق شد جاوید
- 6 یک عروسیست بر فلک که مپرس·ور بپرسی بپرس از ناهید
- 7 زین عروسی خبر نداشت کسی·آمدند انبیا به رسم نوید
- 8 شمس تبریز خسرو عهدست·خسروان را هله به جان بخرید
ganjoor: sh975 · public domain