ديوان شمس› غزل ٩٨١› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۹۸۱
- آن زمانش بخور که تازه بود پیش از آنکه بر او نشیند گرد
G981:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 شعر من نان مصر را ماند·شب بر او بگذرد نتانی خورد
- 2 آن زمانش بخور که تازه بود·پیش از آنکه بر او نشیند گرد
- 3 گرمسیر ضمیر جای وی است·میبمیرد در این جهان از بَرْد
- 4 همچو ماهی دمی به خشک تپید·ساعتی دیگرش ببینی سرد
- 5 ور خوری بر خیال تازگیاش·بس خیالات نقش باید کرد
- 6 آنچ نوشی خیال تو باشد·نبود گفتن کهن ای مرد
ganjoor: sh981 · public domain