ديوان شمس› غزل ٩٩١› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۹۹۱
- بعد از آن باز با خود آمد جان دام عشق آمد و در او پیچید
G991:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 عشق جانان مرا ز جان ببرید·جان به عشق اندرون ز خود برهید
- 2 زانک جان محدثست و عشق قدیم·هرگز این در وجود آن نرسید
- 3 عشق جانان چو سنگ مغناطیس·جان ما را به قرب خویش کشید
- 4 باز جان را ز خویشتن گم کرد·جان چو گم شد وجود خویش بدید
- 5 بعد از آن باز با خود آمد جان·دام عشق آمد و در او پیچید
- 6 شربتی دادش از حقیقت عشق·جمله اخلاصها از او برمید
- 7 این نشان بدایت عشق است·هیچ کس در نهایتش نرسید
ganjoor: sh991 · public domain