ديوان شمس› غزل ٩٩٧› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۹۹۷
- نیست زیان هیچ ز سنگ آب را سنگ بلاها به سبو میرسد
G997:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 پیرهن یوسف و بو میرسد·در پی این هر دو خود او میرسد
- 2 بوی می لعل بشارت دهد·کز پی من جام و کدو میرسد
- 3 نفس اناالحق تو منصور گشت·نور حقش توی به تو میرسد
- 4 نیست زیان هیچ ز سنگ آب را·سنگ بلاها به سبو میرسد
- 5 آب حیاتست ورای ضمیر·جوی بکن کآب به جو میرسد
- 6 آب بزن بر حسد آتشین·باد در این خاک از او میرسد
- 7 عشق و خرد خانه درون جنگیند·عربده هر لحظه به کو میرسد
- 8 هر چه دهد عاشق از رخت و بخت·عاقبت آن جمله بدو میرسد
- 9 گرچه بسی برد ز شوهر عروس·او و جهازش نه به شو میرسد
- 10 مایدهای خواستی از آسمان·خیز ز خود دست بشو میرسد
- 11 مژده ده ای عشق که از شمس دین·از تبریز آیت نو میرسد
ganjoor: sh997 · public domain