اقرأ› دفتر ١› تفسير 'وهو معكم أينما كنتم'› بيت ١٥١٨
M1:1518 — ور بگرییم ابر پر زرق وییم / ور بخندیم آن زمان برق وییم
M1:1518
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
تمام حالات متضاد ما، از گریه تا خنده، تجلی و بازتابی از وجود خداوند است و ما در هر حالتی، جلوهای از او هستیم.
این بیت در ادامهٔ ابیات پیشین، بر این نکتهٔ عرفانی تأکید میکند که انسان در تمام احوال و کیفیات وجودی خود، مظهری از خداوند است. مولانا با استفاده از تشبیهات برگرفته از طبیعت، این مفهوم را روشن میسازد.
گریهٔ ما به ابری تشبیه شده که ظاهری رنگارنگ و پر جلوه دارد («پر زرق»). این ابر، با تمام زیبایی و نمایش خود، در نهایت پدیدهای آسمانی و متعلق به قدرتی برتر است. به همین ترتیب، گریه و اندوه انسان نیز حالتی است که از اراده و خواست الهی سرچشمه میگیرد. خندهٔ ما نیز همچون «برق» یا آذرخش است؛ پدیدهای آنی، درخشان و گذرا که آن هم از آسمان (نماد عالم معنا و حق) پدیدار میشود.
پیام اصلی این است که شادی و غم، خشم و مهربانی، خواب و بیداری، جهل و علم، همگی جلوههایی از صفات الهی (مانند قهر و مهر) در وجود ما هستند. انسان در این دیدگاه، همچون آینهای است که صفات گوناگون حق را بازمیتاباند و از خود وجود مستقلی ندارد، همانطور که در بیت بعدی میگوید: «ما کییم اندر جهان پیچ پیچ / چون الف او خود چه دارد هیچهیچ».
- زرق
- رنگارنگی، جلوه، تظاهر، نقش و نگار فریبنده
- وییم
- از آنِ او هستیم، متعلق به او هستیم (شکل کهن «از وی هستیم»)
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.