قرائت› دفتر ۱› بخش ۹۸ - در بیان این حدیث کی ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها› بیت ۱۹۸۸
M1:1988 — عاشق از خود چون غذا یابد رحیق / عقل آنجا گم شود گم ای رفیق
M1:1988
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
زمانی که سالک به مقام فنا میرسد و مستقیماً از ذات الهی تغذیه میکند، عقل جزئی و استدلالی که ابزار شناخت دنیوی است، کارایی خود را از دست میدهد و محو میگردد.
این بیت اوج تحولی را توصیف میکند که در ابیات قبل به آن اشاره شده است. مولانا پیش از این، میان کسی که شیرینیاش را از «شکر» (یک منبع بیرونی) میگیرد و کسی که خود به «شکر» (ذات شیرین) تبدیل شده، تفاوت قائل شد. عاشق در این بیت، همان کسی است که به این مقام دوم رسیده است.
«غذا یافتن از خود» به این معناست که منبع معرفت و سرزندگی او دیگر بیرونی و اکتسابی نیست، بلکه از درون ذات او که با حقیقت الهی یکی شده، میجوشد. این غذای درونی، «رحیق» یا شراب ناب معرفت است؛ تجربهای مستقیم، بیواسطه و مستکننده از حقیقت. در چنین حالتی از وصل و مستی، «عقل» که ابزارش سنجش، تفکیک و استدلال است، کارایی خود را از دست میدهد. این عقل، همان «عقل جزوی» است که مولانا در بیت بعدی به صراحت آن را منکر عشق میخواند. در برابر تجربهٔ وحدانی و بیخویشی عشق، منطق دوگانهانگار عقل یارای همراهی ندارد و «گم» میشود. این «گم شدن» نه به معنای نابودی، بلکه به معنای فراتر رفتن از محدودیتهای آن و ورود به ساحت والاتر عشق و شهود است.
- رحیق
- شراب ناب و خالص؛ در ادبیات عرفانی، کنایه از معرفت خالص و بیواسطه الهی است.
- گم شود گم
- تأکیدی بر گم شدن و از کار افتادن؛ کاملاً محو و ناپدید میشود.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.