اقرأ› دفتر ١› قدوم نقباء الخليفة وحراسه إكرامًا للأعرابي وقبول هديته› بيت ٢٧٩٤
M1:2794 — بهر فرجه شد یکی تا گلستان / فرجهٔ او شد جمال باغبان
M1:2794
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
این بیت میگوید گاهی انسان به دنبال هدفی کوچک و مادی میرود، اما در میانهٔ راه با حقیقتی بسیار بزرگتر و معنوی روبرو میشود که هدف اصلیاش را از یاد میبرد.
این بیت در ادامهٔ داستان مرد عرب بیاباننشینی است که کوزهای آب به عنوان هدیه برای خلیفه به بغداد میآورد. او در ابتدا به امید پاداشی مادی (دینار) این سفر را آغاز میکند، اما وقتی با شکوه و نورانیت دربار خلیفه و اطرافیانش (که نماد اولیای الهی هستند) روبرو میشود، چنان شیفتهٔ آن دیدار معنوی میگردد که هدف مادی خود را فراموش میکند.
مولانا برای توضیح این دگرگونی، چند مثال میآورد که این بیت یکی از آنهاست. شخصی که برای گشت و گذار و لذت بردن از گلها (یک هدف کوچک و ظاهری) به باغی میرود، ناگهان با زیبایی و کمال خودِ باغبان (نماد حقیقت، خداوند یا انسان کامل) مواجه میشود. در این لحظه، دیگر گلها برایش جذابیتی ندارند و تمام توجه و لذت او معطوف به جمال باغبان میشود. «فرجه» یا تفریح واقعی او، دیگر تماشای مخلوق (گل) نیست، بلکه دیدن خالق و پرورشدهنده (باغبان) است.
این تمثیل، قاعدهٔ کلی در سلوک عرفانی را بیان میکند: بسیاری از سالکان راه را با انگیزههای کوچک، مثل رسیدن به بهشت یا کسب کرامت، آغاز میکنند، اما در مسیر با جاذبهٔ خود حق روبرو شده و به چیزی جز او قانع نمیشوند. هدف اولیه به بهانهای برای رسیدن به مقصدی والاتر تبدیل میشود.
- بهر
- برایِ، به خاطرِ
- فرجه
- گشایش، تفریح، تماشا برای رفع دلتنگی
- جمال
- زیبایی، نیکویی صورت و سیرت
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.