Citește› Daftar 1› Acceptarea darului de către calif și acordarea unei recompense cu o deplină detașare de acel dar și de acel ulcior› Distih 2897
M1:2897 — بلک گیرد اندر آتش افکند / صورت عاریتش را بشکند
M1:2897
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
مؤمنِ حقیقتبین، بتِ طلایی را در آتش میافکند تا شکل ظاهری و بیارزشِ بت از بین برود و جوهر گرانبهای طلا باقی بماند.
این بیت در ادامهی تمثیل «بت زرین» آمده است. مولانا میپرسد اگر مؤمنی بتی از طلا بیابد چه میکند؟ پاسخ میدهد که او اسیر ظاهر فریبندهی بت نمیشود. بلکه آن را در آتش میاندازد تا صورتِ بت که ارزشی عاریهای و اعتباری دارد، ذوب شده و از بین برود.
این کار نمادی از یک اصل مهم عرفانی است: عبور از «صورت» و رسیدن به «معنا». در این تمثیل، طلا نماد «ذات» و حقیقت الهی است که ارزشمند و باقی است. شکل بت، نماد «صورت»ها، تعلقات دنیوی، قالبهای فکری محدودکننده و هر آن چیزی است که بر روی حقیقت کشیده شده و مانع دیدن آن میشود. این صورتها «عاریتی» هستند، یعنی اصالتی از خود ندارند و همچون لباسی عاریه بر تن حقیقت نشستهاند.
مؤمنِ عارف کسی است که فریب این صورتها را نمیخورد. او با «آتش» عشق، معرفت یا ریاضت، این صورتهای زودگذر را ذوب میکند تا به طلای نابِ معنا دست یابد. همانطور که در ابیات بعدی تأکید میشود، «صورت مانع است و راهزن». چسبیدن به ظواهر، انسان را از درک حقیقت باز میدارد.
- عاریت
- چیزی که به طور موقت به کسی سپرده شده، امانتی، زودگذر و غیر اصیل
- بشکند
- در هم بشکند، نابود کند، از بین ببرد
- افکند
- میاندازد
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.