لوستل› دفتر ۱› د نصرانيانو لخوا د وزير پيروي› بيت ۳۸۵
M1:385 — گر نه موشی دزد در انبار ماست / گندم اعمالِ چل ساله کجاست
M1:385
شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه
این متن بر پایهٔ سخنرانیهای ضبطشدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.
ترجمه و معنا
ترجمه به فارسی روان: اگر موشی دزد در انبار وجود ما رخنه نکرده، پس گندم اعمالی که چهل سال جمع کردهایم کجاست و چرا اثری از آن نیست؟ معنا: این بیت پرسشی کلیدی مطرح میکند: چرا پس از عمری عبادت و کوشش، انسان شاهد تحول درونی یا نتیجه ملموس اعمال خود نیست؟ مولانا به وجود یک عامل درونی بازدارنده اشاره میکند.
شرح
این بیت، پرده از یک معمای وجودی و اخلاقی بسیار مهم برمیدارد که همواره ذهن مرا به خود مشغول داشته است. پرسش این است: اگر ما اعمال صالحی انجام میدهیم، نماز میخوانیم، روزه میگیریم، انفاق میکنیم، و خود را متعهد به آداب شریعت میدانیم، چرا اغلب، ثمره و پاداش این طاعات در همین دنیا و در وجود خود ما ظاهر نمیشود؟ این پرسش، یک کلید اساسی در فهم هستیشناسی اخلاقی مولاناست.
من پیوسته تأکید کردهام که پاداش طاعات آدمی نباید تنها به سرای آخرت موکول شود، بلکه میبایست در همین دنیا، در وجود خودمان، به بار نشیند. این اعمال نیک، نباید به مثابه پولهایی باشند که به حساب بانکی دوردستی واریز میکنیم و میپنداریم روزی آنها را وصول خواهیم کرد. اگر بانکی وجود دارد، آن بانک همین وجود ماست؛ باید احساس پولداری کنید، نه اینکه جیبتان خالی باشد و دل به حسابهای دور از دسترس ببندید. شاهی که مولانا در جای دیگر میگوید: «شاه آن باشد که از خود شه بود / نه به لشکرها و مخزن شه شود»، ناظر بر همین غنای نفسانی و پاداشهای درونی است که از انسان ستاندنی نیست.
این «انبار» که مولانا از آن سخن میگوید، بیشک «انبار وجود خود ماست». «گندم» نیز استعارهای است از «گندم طاعات»؛ یعنی نماز، روزه، نیکی به خلقالله، و پرهیز از گناه. انتظار مولانا و انتظار یک عارف از این اعمال، این است که آدمی را تغییر دهند، او را از حصار خودخواهی و «اگوئیسم» بیرون بیاورند. این تحول باید هم برای خود فرد محسوس باشد و هم برای دیگران مشهود. اگر چنین نشد، اگر ما چهل سال عبادت کردیم و پینهای بر پیشانیمان بسته شد، اما هیچ دگرگونی در ما حاصل نگشت، «گندم اعمال چهلساله کجاست؟» این سؤال، حقیقتاً سؤال مهمی است که هر اهل دیانتی باید هر روز از خود بپرسد.
مولانا به صراحت از «موش دزد» سخن میگوید. این موش، رمز و نماد «شیطان» است، اما نه شیطانی بیرونی و مجزا از وجود ما. مولانا خود تصریح میکند: «نفس و شیطان هر دو یک تن بودهاند / در دو صورت خویش را بنمودهاند». این موش دزد، در حقیقت، همان نفس امّاره و نیروی عظیم «تسویل» یا خودفریبی است که در وجود ما نهفته است. ما در فریب دادن خودمان بینهایت قدرتمندیم؛ کمالات را به خود نسبت میدهیم و نقایص را به دیگری، غافل از آنکه این «موش» در انبار وجود ما حفره زده و گندم اعمال ما را میدزدد.
شاهد این مدعا، حدیث «لا صلاة تم الا بالحضور» است که مولانا از «صدر صدور» نقل میکند. هیچ نمازی کامل نیست مگر با حضور قلب. نمازی که صرفاً برای اسقاط تکلیف فقهی خوانده شود، هرچند از نظر ظاهری تکلیف را برمیدارد، اما اثر وجودی و تحولی در نفس ندارد. همانطور که غزالی میگفت، این تنها یک نماز فقهی است و نه عرفانی. همین قاعده در مورد روزه و حج و هر طاعت دیگری جاری است؛ باید پس از آنها «آدم دیگری شده باشیم».
پس راه حل چیست؟ مولانا با قاطعیت میگوید: «اول ای جان دفع شر موش کن / وانگهان در جمع گندم کوش کن». اول باید انبار وجودمان را از این سارقان درونی مستحکم کنیم، تمامی روزنهها و حفرهها را بگیریم، و سپس به انباشتن گندم طاعات بپردازیم. اعمال ما، همچون جرقههایی هستند که از آهن میجهند؛ دل سوختهای میخواهیم که این جرقهها را بپذیرد و به شعلهای پایدار بدل کند. اما اگر دزدی پنهان ایستاده باشد و با هر جرقه، آن را فوت کند و خاموش سازد، هیچ چراغی فروزان نخواهد شد. این «موش» همان است که نور اعمال ما را از بین میبرد و نمیگذارد شعلهای از معرفت و تغییر در ما روشن بماند. حافظ نیز که میگفت: «غلام پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ / چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد»، به همین زودبازده بودن و نقد بودن نتایج اعمال در مکتب پیر اشاره داشت، در مقابل وعدههای نسیه شیخ. مولانا نیز به همین سرعت در مشاهده اثر اعمال در نفس انسان تأکید میکند.
نکات کلیدی
- اعمال صالح باید در همین دنیا، در وجود خود ما، به تحول و غنای درونی منجر شوند، نه اینکه صرفاً وعدهای برای آخرت باشند.
- مفهوم «انبار وجود» نشان میدهد که ثمره طاعات باید در نفس و سیرت آدمی ذخیره و مشهود گردد.
- «موش دزد» استعارهای از «نفس امّاره» و «خودفریبی» درونی است که اعمال نیک ما را تهی و بیاثر میسازد.
- حضور قلب در عبادات شرط اصلی برای اثربخشی و تحولآفرینی آنهاست؛ اعمال بیحضور، صرفاً اسقاط تکلیفاند.
- پیش از جمعآوری اعمال صالح، باید انبار وجود را از شر موش دزد (نفس) ایمن ساخت؛ اول تهذیب، سپس تکمیل.
- مولانا بر مشاهده نقد و سریع نتایج اعمال در همین زندگی، برخلاف وعدههای نسیه، تأکید میکند.
Sources: d1-s30 · 00:25:47 d1-s30 · 00:30:04 d1-s30 · 00:33:38 d1-s30 · 00:34:57
This text was reconstructed from Dr. Abdolkarim Soroush's recorded Masnavi lectures. It has not been reviewed and approved by him.
Translation & meaning
Translation: If there isn't a thieving mouse in our storehouse, Then where are the grains of forty years of deeds? Meaning: This verse poses a fundamental question: if one has engaged in worship and good deeds for decades, yet sees no tangible transformation or fruit, where have those efforts gone? Rumi implicitly points to an unseen inner saboteur.
Explanation
This verse unravels a profound existential and ethical enigma that has always captivated my attention. The central question is this: if we engage in righteous deeds – praying, fasting, giving charity, adhering to the dictates of the Shari'ah – why, then, do the fruits and rewards of these acts so often fail to manifest in this very world, within our own being? This inquiry serves as a crucial key to understanding Rumi's ethical ontology.
I have consistently emphasized that the recompense for one's acts of worship should not be deferred solely to the afterlife. Rather, it must bear fruit here and now, within our very existence. These good deeds should not be treated as mere deposits into a distant bank account, to be withdrawn at some indeterminate future. If a bank exists, it is our very being itself; you must feel wealthy in your soul, not keep your pockets empty while pinning your hopes on inaccessible accounts. The sovereign, as Rumi declares elsewhere – “The King is one who is a king from within / Not by armies and treasuries does he become a king” – speaks precisely to this internal richness, these spiritual rewards that no one can seize from a person.
This 'storehouse' (anbār) of which Rumi speaks is, unequivocally, 'the storehouse of our own being.' The 'wheat' (gandom) is a metaphor for 'the wheat of worship'; that is, prayer, fasting, benevolence towards creation, and abstinence from sin. Rumi's, and indeed any true mystic's, expectation from these acts is that they transform the individual, drawing them out of the confines of egoism. This transformation must be perceptible both to the individual themselves and discernible by others. If such a change does not occur, if we have worshipped for forty years, developing calluses on our foreheads, yet remain unchanged within, then 'where are the grains of forty years of deeds?' This is, in truth, a vital question that every person of faith ought to ask themselves daily.
Rumi explicitly speaks of a 'thieving mouse' (mūsh-i dozd). This mouse is a symbol of 'Satan,' but not an external or separate devil. Rumi himself clarifies: “The carnal self and Satan are but one / In two forms, they have revealed themselves.” This thieving mouse is, in essence, the lower self (nafs-i ammārah) and the immense power of 'self-deception' (taswīl) embedded within us. We are infinitely potent in deceiving ourselves, attributing virtues to ourselves and faults to others, unaware that this 'mouse' has burrowed into the storehouse of our existence, stealing the fruits of our deeds.
The corroboration for this claim is the hadith, “No prayer is complete save with presence,” which Rumi quotes from the 'Prince of Princes' (the Prophet). Any prayer performed merely to fulfill a jurisprudential obligation, while outwardly satisfying the duty, lacks any existential or transformative effect on the soul. As Ghazali stated, this is merely a jurisprudential prayer, not a mystical one. The same principle applies to fasting, Hajj, and all other acts of devotion; after them, 'we must have become a different person.'
So, what is the solution? Rumi asserts decisively: “First, O soul, repel the evil of the mouse / Then strive in gathering the wheat.” First, we must fortify the storehouse of our being against these internal thieves, sealing all crevices and holes, and only then proceed to accumulate the wheat of worship. Our deeds are like sparks struck from iron; we need a 'burnt heart' (dil-i sūkḥtah) to catch these sparks and transform them into a steady flame. But if a hidden thief stands by, blowing out each spark, no lamp will ever be lit. This 'mouse' is what extinguishes the light of our deeds, preventing any flame of knowledge and change from burning within us. Hafiz, too, when he said, “I am a slave to the Pir-e Moghan, do not be displeased with me, O Sheikh / For you made promises, but he delivered,” was referring to the immediate, tangible results of deeds in the Pir's school, in contrast to the Sheikh's deferred promises. Rumi likewise emphasizes this immediacy in observing the effect of deeds on the human soul.
Key takeaways
- Good deeds must lead to immediate inner transformation and spiritual richness in this life, not merely be a promise for the hereafter.
- The concept of the 'storehouse of being' signifies that the fruits of worship must be stored and manifested within one's soul and character.
- The 'thieving mouse' is a metaphor for the 'lower self' (nafs-i ammārah) and inner 'self-deception' that renders our good deeds hollow and ineffective.
- Presence of heart (ḥuḍūr-i qalb) is the essential condition for worship to be effective and transformative; absent-minded rituals are merely duty fulfillment.
- Before accumulating good deeds, one must secure the 'storehouse of being' from the thieving mouse (the lower self); purification precedes completion.
- Rumi emphasizes the immediate and tangible observation of the results of one's actions in this life, contrasting it with deferred promises.
Sources: d1-s30 · 00:25:47 d1-s30 · 00:30:04 d1-s30 · 00:33:38 d1-s30 · 00:34:57
به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
此诗节提出一个关键问题:人若修行、行善数十年,却未见任何内在改变或实际成果,那么这些努力都到哪里去了?鲁米在此暗示,有一种内在的破坏性因素在作祟。
这句诗揭示了一个深刻的存在与伦理之谜。问题在于:如果我们行善,礼拜、斋戒、施舍,并恪守教法(Shari'ah)的规矩,为何这些善功的果实往往无法在此生、在我们自身之中显现?这个问题是理解鲁米伦理本体论的一把关键钥匙。
善功的回报不应仅仅推迟到来世,它必须在今生、在我们自身的存在中结出果实。这些善行不该像存入遥远银行账户的钱,以为将来某天才能提取。如果真有银行,那银行就是我们自身的存在;你应当感到富足,而不是口袋空空,却把希望寄托在遥不可及的账户上。鲁米所说的“仓库”(anbār),无疑就是“我们自身存在的仓库”。而“麦子”(gandom)则比喻“功修之粮”,即礼拜、斋戒、善待造物、远离罪恶等。鲁米,乃至任何一位神秘主义者,都期望这些行为能改变人,将人从自我主义的牢笼中解放出来。这种转变必须是个人能感觉到,他人也能看得到的。倘若不然,如果我们修行了四十年,额头上磨出了茧,内心却毫无变化,那么“四十年功德之粮今何在?”这确实是每个有信仰的人都应每日自省的重大问题。
鲁米明确提到了“鼠盗”(mūsh-i dozd)。这只老鼠象征着“撒旦”,但并非外在于我们、与我们分离的魔鬼。鲁米自己阐明:“私我(nafs)与撒旦本为一体,只是以两种形象示现于人。”这只鼠盗,实际上就是潜藏于我们内心的“命人作恶的私我”(nafs-i ammārah)以及“自我欺骗”(taswīl)的巨大力量。我们极其擅长自欺,将优点归于自己,将过错推给他人,却未意识到这只“老鼠”已在我们存在的仓库里打了洞,偷走了我们善行的麦子。
解决之道何在?鲁米果断地说:“灵魂啊,首要之事是驱除鼠害,然后再努力积攒麦粮。”我们必须先加固我们存在的仓库,抵御这些内在的盗贼,堵住所有缝隙和洞口,然后才能开始积累功修的麦子。我们的善行如同铁中迸出的火星;我们需要一颗“燃烧的心”(dil-i sūkḥtah)来接住这些火星,并将它们化为稳定的火焰。但如果有个暗藏的盗贼站在一旁,每当火星迸发,就将它吹灭,那么任何灯都不会被点亮。这只“老鼠”正是熄灭我们善行之光的东西,它阻碍了任何 معرفت (maʿrifat,真知) 与改变的火焰在我们心中燃起。
- اعمال
- (阿拉伯语借词)行为,功修,善功。在此特指宗教功课与道德善行。
- چل ساله
- 四十年的。数字“四十”在伊斯兰与闪米特传统中常象征一段漫长、完整的生命或修行周期。
- انبار
- 仓库,粮仓。在此处,鲁米用它来比喻人的“存在”或“灵魂”,是储存善功果实的地方。
این بیت پرسشی اساسی را مطرح میکند: چرا پس از یک عمر عبادت و تلاش، انسان شاهد تحولی درونی یا نتیجهای ملموس از اعمال خود نیست؟ مولانا به وجود یک عامل بازدارندهٔ درونی اشاره میکند.
این بیت پرده از یک معمای وجودی و اخلاقی بسیار مهم برمیدارد. پرسش این است: اگر ما اعمال صالحی مانند نماز، روزه و انفاق انجام میدهیم، چرا اغلب ثمرهٔ این طاعات در همین دنیا و در وجود خود ما آشکار نمیشود؟ این پرسش، کلیدی برای فهم هستیشناسی اخلاقی مولاناست.
پاداش طاعات آدمی نباید تنها به آخرت موکول شود، بلکه باید در همین دنیا و در وجود خود ما به بار بنشیند. این «انبار» که مولانا از آن سخن میگوید، همان «انبار وجود ما» است و «گندم» نیز استعارهای از «طاعات و عبادات» است. انتظار مولانا این است که این اعمال، آدمی را تغییر دهند و او را از حصار خودخواهی بیرون آورند. اگر پس از چهل سال عبادت، هیچ دگرگونیای در ما حاصل نشد، باید پرسید: «گندم اعمال چل ساله کجاست؟»
مولانا پاسخ را در وجود «موش دزد» میداند. این موش، نماد «شیطان» نیست، بلکه همانطور که خود مولانا میگوید: «نفس و شیطان هر دو یک تن بودهاند». این موش دزد، در حقیقت، همان نفس امّاره و نیروی عظیم خودفریبی است که در درون ما نهفته است و اعمال نیک ما را بیاثر و تهی میسازد. شاهد این مدعا، حدیثی است که مولانا پیش از این بیت نقل میکند: «هیچ نمازی کامل نیست مگر با حضور قلب». عبادتی که صرفاً برای اسقاط تکلیف و بدون حضور دل انجام شود، اثر وجودی و تحولآفرین ندارد.
بنابراین، راه حل از نظر مولانا روشن است: «اوّل ای جان دفع شرّ موش کن / وانگهان در جمع گندم جوش کن». ابتدا باید انبار وجود را از این دزد درونی ایمن ساخت و روزنههای خودفریبی را بست، و سپس به انباشتن گندم طاعات پرداخت. در غیر این صورت، هر عمل نیکی همچون جرقهای خواهد بود که این دزد پنهان، آن را خاموش میکند و نمیگذارد هیچ چراغی از معرفت در درون ما روشن شود.
- انبار
- در اینجا استعاره از وجود انسان و نفس اوست.
- گندم اعمال
- استعاره از کارهای نیک، عبادات و طاعات.
- چل ساله
- چهل ساله؛ کنایه از یک عمر یا مدتی طولانی.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.