Read› Daftar 1› The vizier repels his disciples› beyt 578
M1:578 — سِیرِ جسمِ خشک بر خشکی فتاد / سیرِ جانْ پا در دلِ دریا نهاد
M1:578
Meaning · به زبانِ تو — Your language · AI
این بیت تضاد میان سفر جسمانی و سفر روحانی را بیان میکند. سفر جسم در محدودهٔ جهان مادی و محسوسات (خشکی) باقی میماند، در حالی که سفر روح به عالم معنا و غیب (دریا) وارد میشود.
مولانا در این بخش از زبان وزیر، مریدان را به فراتر رفتن از حواس ظاهری و درک عقلی دعوت میکند. او دو نوع «سِیر» یا سفر را در مقابل هم قرار میدهد: سفر جسم و سفر جان.
سفر جسم، که مولانا آن را «خشک» توصیف میکند، به این دلیل بر «خشکی» واقع میشود که از جنس همین عالم مادی است. این سفر، همان تلاشها، افکار و ادراکات ماست که محدود به حواس پنجگانه و دنیای بیرون است. مانند راه رفتن بر روی زمین، این سفر قابل پیشبینی، محدود و در قلمرو شناختههاست. این همان «گفت و گوی ظاهر» و «قول و فعل» است که در بیتهای قبل به آن اشاره شد.
در مقابل، سفر جان یا روح، پا در «دل دریا» میگذارد. دریا در عرفان مولانا نماد عالم معنا، غیب، وحدت و فناست؛ جهانی بیکران، ناشناخته و پر از رمز و راز. این سفر، سفری درونی است که با چشمپوشی از حواس ظاهری و سکوت در برابر کلام عقلی آغاز میشود. همانطور که در بیت قبل به راه رفتن حضرت عیسی بر آب اشاره شد، این سفر نیازمند ایمانی است که قوانین جهان مادی را در هم میشکند. در واقع، مولانا میگوید تا زمانی که در خشکیِ عقل و حس گرفتاریم، به ژرفای دریای حقیقت و تجربهٔ بیواسطهٔ روحانی راه نخواهیم برد.
- سِیر
- سفر، گشت و گذار، در اصطلاح عرفانی: سلوک و حرکت معنوی
- فتاد
- افتاد، واقع شد (شکل کهن فعل)
- نهاد
- گذاشت، قرار داد (شکل کهن فعل)
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.