دفتر ۱ · 13 beyts
بخش ۲۶ - دفع گفتن وزیر مریدان را
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M1:571 گفت هان ای سُخرگانِ گفت و گو وعظ و گفتار زبان و گوشْ جو
- M1:572 پنبه اندر گوشِ حِسِّ دون کنید بندِ حسّ از چشم خود بیرون کنید
- M1:573 پنبهٔ آن گوشِ سِرّ، گوشِ سَرست تا نگردد این کَر آن باطن کَرست
- M1:574 بیحس و بیگوش و بیفکرت شوید تا خطاب أرْجِعی را بشنوید
- M1:575 تا به گفت و گوی بیداری دَری تو زگفت خوابْ بویی کی بَری
- M1:576 سِیرِ بیرونیست قول و فعل ما سیرِ باطن هست بالای سَما
- M1:577 حسْ خشکی دید، کز خشکی بزاد عیسی جان پای بر دریا نهاد
- M1:578 سِیرِ جسمِ خشک بر خشکی فتاد سیرِ جانْ پا در دلِ دریا نهاد
- M1:579 چونک عمر اندر ره خشکی گذشت گاه کوه و گاه دریا گاه دشت
- M1:580 آبِ حیوان از کجا خواهی تو یافت موجِ دریا را کجا خواهی شکافت
- M1:581 موج خاکی وهم و فهم و فکرِ ماست موج آبی محو و سُکرست و فناست
- M1:582 تا درین سُکری، از آن سُکری تو دور تا ازین مستی از آن جامی نفور
- M1:583 گفت و گوی ظاهر آمد چون غبار مدّتی خاموش خو کن، هوشدار
❋