قرائت› دفتر ۱› بخش ۲۹ - اعتراض مریدان در خلوت وزیر› بیت ۶۳۶
M1:636 — گر ز جَبرش آگهی زاریت کو / بینشِ زنجیرِ جبّاریت کو
M1:636
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت استدلالی است علیه کسانی که از «جبر» برای توجیه گناهان خود استفاده میکنند؛ اگر واقعاً خود را مجبور و اسیر تقدیر الهی میدانی، پس باید مانند یک زندانی واقعی، نالان و بیقرار باشی، نه اینکه از این باور سوءاستفاده کنی.
مولانا در اینجا به یکی از بحثهای کلیدی کلامی و عرفانی، یعنی تقابل «جبر» و «اختیار» میپردازد. او استدلال رایج برخی افراد را به چالش میکشد که میگویند: «اگر گناه میکنم، دست من نیست؛ این سرنوشت و تقدیر الهی است.» مولانا با هوشمندی پاسخ میدهد که ادعای چنین باوری باید با حال و رفتار فرد هماهنگ باشد.
او میگوید: اگر تو واقعاً خود را اسیر و در بند «جبر» الهی میدانی، پس حالت باید شبیه یک زندانی باشد. یک زندانی که به دست و پایش زنجیر بستهاند، شادی و بیخیالی نمیکند، بلکه دائماً در حال ناله و زاری برای آزادی است. پس اگر تو از این «جبر» آگاهی، «زاریات کو؟» چرا بیقراری و تلاش برای رهایی در تو دیده نمیشود؟
در مصرع دوم، او این مفهوم را عمیقتر میکند. صرفاً دانستن یک مفهوم کافی نیست؛ «دیدن» و «شهود» آن لازم است. «بینش زنجیر جباریت کو؟» یعنی کجاست آن بصیرت و چشم دلی که این زنجیرها را ببیند و سنگینی آنها را حس کند؟ کسی که واقعاً به این درک رسیده باشد، از جبر به عنوان بهانهای برای تنبلی و گناه استفاده نمیکند، بلکه این آگاهی او را به تضرع و طلب یاری از همان قدرت مطلق وامیدارد. در واقع، مولانا ریاکاری کسانی را افشا میکند که تنها در هنگام توجیه خطاهایشان به جبر پناه میبرند، اما در کارهایی که به آن علاقه دارند، کاملاً خود را مختار و توانا میبینند.
- جَبر
- اعتقاد به اینکه اعمال انسان از پیش تعیین شده و او اختیاری از خود ندارد؛ سرنوشت محتوم.
- زاریت
- ناله و زاری تو، گریه و بیقراری تو.
- کو
- کجاست؟ (شکل کوتاه شدهٔ «کجا است»).
- بینش
- بصیرت، درک عمیق، دیدن با چشم دل.
- جبّار
- از نامهای خداوند به معنای بسیار قدرتمند، مسلط و کسی که ارادهاش را به کرسی مینشاند.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.