لوستل› دفتر ۳› د هغه کس لخوا د داود علیه السلام له قضاوت څخه تضرع کول› بيت ۲۴۱۱
M3:2411 — نیست دستوری و گر نه ریختی / گرد از دریای راز انگیختی
M3:2411
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
اگر از سوی خداوند مأمور به سکوت نبودم، پرده از اسرار عالم برمیداشتم و حقایق پنهان را برای همگان آشکار میکردم.
این بیت از زبان حضرت داوود (و در نگاهی کلیتر، از زبان هر عارف و پیامبری) بیان میشود. او در حالتی از وجد و اتصال معنوی، شروع به گفتن رازهای هستی کرده است، اما این سخنان برای فهم و تحمل مردم عادی سنگین است. مولانا اینجا به یک اصل مهم در عرفان اشاره میکند: «مأمور بودن به سکوت».
عارف یا ولیّ خدا، به دریای بیپایان اسرار الهی متصل است. او مشتاق است که این حقایق را با دیگران در میان بگذارد، اما میداند که ظرفیت هر کسی برای شنیدن این رازها یکسان نیست. بیان بیپردهی حقایق میتواند به جای روشنگری، موجب سردرگمی، انکار یا حتی نابودی ایمان افراد شود. به همین دلیل، او از سوی خداوند «دستور» یا اجازه ندارد که هر آنچه را میبیند، بازگو کند.
تعبیر «گرد از دریای راز انگیختن» تصویری بسیار گویاست. دریا در حالت عادی آرام است و گوهرهای آن در عمق پنهان است. برانگیختن گرد از آن، کنایه از به هم زدن این آرامش و آشکار کردن آن چیزی است که در ژرفا نهفته است. این بیت، تنش میان میل به افشاگری و الزام به رازداری را که از ویژگیهای بارز اولیای الهی است، به زیبایی به تصویر میکشد.
- دستوری
- اجازه، فرمان، رخصت
- و گر نه
- وگرنه، در غیر این صورت
- ریختی
- در اینجا به معنی «میریختم» یا «فاش میکردم»
- انگیختی
- در اینجا به معنی «برمیانگیختم»، «بلند میکردم»
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.