قرائت› دفتر ۳› بخش ۱۰۸ → قبلی · بعدی ←
بخش ۱۰۸ - تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام
تضرع آن شخص از داوری داود (ع)
- M3:2396 سجده کرد و گفت کای دانای سوزدر دل داود انداز آن فروز سجده کرد و گفت: «ای خدایی که از سوز دل من آگاهی،همان نور و حرارت را در قلب داوود بیفکن.»مرد ستمدیده در سجده از خدا خواست که همان آگاهی و درک سوزناکی را که به او عطا کرده، در دل حضرت داوود نیز قرار دهد تا داوود به حقیقت ماجرا پی ببرد.
- M3:2397 در دلش نِه آنچ تو اندر دلماندر افکندی بهراز ای مفضلم ای خدای بخشندهام، همان چیزی را که پنهانی در دل من انداختی،در دل او (داوود) نیز قرار بده.شخص شاکی از خدا میخواهد همان درک و یقینی را که به صورت الهام در قلب او قرار داده، در قلب حضرت داوود نیز قرار دهد تا داوود به حقیقت ماجرا پی ببرد.
- M3:2398 این بگفت و گریه در شد های هایتا دل داود بیرون شد ز جای این سخن را گفت و به هایهای گریست،آنچنان که دل داوود از جای خود کنده شد.شاکی پس از دعایش، با صدای بلند شروع به گریه کرد و این گریهٔ خالصانه آنقدر تأثیرگذار بود که دل حضرت داوود را به شدت تکان داد و او را تحت تأثیر قرار داد.
- M3:2399 گفت هین امروز ای خواهان گاومهلتم ده وین دعاوی را مکاو ای که برای گاو خود داد میخواهی، گوش کن،امروز به من فرصتی بده و این دعوا را بیش از این حفر مکن.داوود نبی به مرد شاکی گفت: «ای که خواهان گاو خود هستی، امروز به من مهلت بده و دیگر در این ادعاها پافشاری نکن.»
- M3:2400 تا روم من سوی خلوت در نمازپرسم این احوال از دانای راز بگذار به خلوت خود برای نماز بروم،تا این ماجرا را از دانای اسرار بپرسم.داوود نبی میگوید که به من مهلت بده تا در خلوت و هنگام نماز، حقیقت این ماجرا را مستقیماً از خداوند که دانندهی همهی رازهاست، جویا شوم.
- M3:2401 خوی دارم در نماز این التفاتمعنی قرة عینی فی الصلوة من عادت دارم که در نماز، اینگونه رو به خدا کنم؛این همان معنای «روشنیِ چشم من در نماز است» میباشد.داوود نبی میگوید عادت من این است که برای حل مسائل و دریافت حقیقت، در نماز به خدا روی میآورم و این همان معنای واقعی حدیث نبوی «قرة عینی فی الصلوة» است.
- M3:2402 روزن جانم گشادست از صفامیرسد بی واسطه نامهٔ خدا پنجرهٔ جانم از پاکی و صفا باز است،و پیام خداوند بدون هیچ واسطهای به من میرسد.این بیت از زبان حضرت داوود بیان میکند که به دلیل صفای باطن و خلوص روحی، او ارتباطی مستقیم و بیواسطه با خداوند دارد و الهامات الهی را مستقیماً دریافت میکند.
- M3:2403 نامه و باران و نور از روزنممیفتد در خانهام از معدنم نامه و باران و نور از پنجرهٔ [روحم]از سرچشمهٔ اصلیام به خانهام فرو میریزدداوود نبی میگوید الهامات، رحمت و آگاهی الهی، از طریق این پنجرهٔ روحی که به معدن و سرچشمهٔ غیبی متصل است، مستقیماً به درون وجودم سرازیر میشود.
- M3:2404 دوزخست آن خانه کان بی روزنستاصل دین ای بنده روزن کردنست خانهای که هیچ پنجرهای ندارد، مانند دوزخ است.ای بنده، اصل و اساس دین، باز کردن پنجرهای [به سوی عالم معنا] است.خانهای که راهی به بیرون و به نور ندارد، زندان و دوزخ است و اساس دینداری، گشودن دریچهای از دل به سوی خداوند است تا نور الهی به درون بتابد. ❋
- M3:2405 تیشهٔ هر بیشهای کم زن بیاتیشه زن در کندن روزن هلا بیا و کمتر به هر جنگل و بیشهای تیشه بزن،به جای آن، برای کندن پنجرهای در جان خودت تیشه بزن!به جای پرداختن به امور بیرونی و درگیر شدن با دیگران، همت خود را صرف باز کردن راهی در درون خودت کن تا نور حقیقت به قلبت بتابد.
- M3:2406 یا نمیدانی که نور آفتابعکس خورشید برونست از حجاب یا مگر نمیدانی که نور این آفتابِ محسوس،تنها بازتابی از آن خورشید حقیقی است که از ورای پردهها میتابد.نور معنوی که از طریق دل عارفان به این جهان میرسد، تنها پرتوی از حقیقت بیکران الهی است، همانطور که نور خورشیدِ آسمان، بازتابی از یک حقیقت برتر و پنهان است.
- M3:2407 نور این دانی که حیوان دید همپس چه کرمنا بود بر آدمم این نور [حسی] را که حیوانات هم میبینند، میشناسی.پس برتری و کرامت انسان بر دیگر موجودات در چیست؟نور حسی و مادی که با چشم سر دیده میشود، میان انسان و حیوان مشترک است؛ بنابراین، کرامت و برتری انسان که در قرآن به آن اشاره شده، باید ناشی از درک نوری دیگر، یعنی نور معرفت و بصیرت باشد.
- M3:2408 من چو خورشیدم درون نور غرقمیندانم کرد خویش از نور فرق من همچون خورشید در نور خود غرقم،و نمیتوانم میان خود و نورم فرقی بگذارم.من در نور الهی چنان غرق و محو شدهام که دیگر نمیتوانم وجود مستقل خود را از آن نور تشخیص دهم.
- M3:2409 رفتنم سوی نماز و آن خلابهر تعلیمست ره مر خلق را اینکه به سوی نماز و بیتالخلاء میروم،فقط برای آموزش راه و رسم بندگی به مردمان است.کسی که به مقام فنا و غرقگی در حق رسیده، عبادات ظاهری و کارهای روزمرهاش را نه برای نیاز شخصی، بلکه برای آموزش و راهنمایی دیگران انجام میدهد.
- M3:2410 کژ نهم تا راست گردد این جهانحرب خدعه این بود ای پهلوان من قدم را کج برمیدارم تا این جهان را راست و درست کنم؛ای قهرمان، جنگ و نیرنگ همین است.پیامبران و اولیای الهی گاهی به ظاهر کاری میکنند که با مقام معنوی بالایشان سازگار نیست، اما این کار را برای راهنمایی و تربیت مردم انجام میدهند.
- M3:2411 نیست دستوری و گر نه ریختیگرد از دریای راز انگیختی اجازهای نیست، وگرنه همه چیز را بیرون میریختمو از دریای اسرار الهی غبار برمیانگیختم.اگر از سوی خداوند مأمور به سکوت نبودم، پرده از اسرار عالم برمیداشتم و حقایق پنهان را برای همگان آشکار میکردم.
- M3:2412 همچنین داود میگفت این نسقخواست گشتن عقل خلقان محترق داوود همچنان به این شیوه سخن میگفتو عقل و هوش مردم نزدیک بود که آتش بگیرد و بسوزد.سخنان داوود پیامبر، که از اسرار الهی پرده برمیداشت، چنان قدرتمند و آتشین بود که نزدیک بود ذهن و خرد شنوندگان را از شدت هیبت و عظمتش بسوزاند.
- M3:2413 پس گریبانش کشید از پس یکیکه ندارم در یکییاش شکی ناگهان از پشت سر، یکی گریبانش را کشیدهمان یگانهای که در یکتاییاش هیچ تردیدی ندارمدر اوج بیان اسرار الهی، خداوند (آن یگانه) داوود را از ادامهٔ سخن بازداشت و به خود آورد تا رازها را بیش از این فاش نکند.
- M3:2414 با خود آمد گفت را کوتاه کردلب ببست و عزم خلوتگاه کرد به خود آمد و سخن را کوتاه کرد،لبهایش را بست و راهی خلوتگاه شد.داوود نبی پس از آن جذبه و شور سخنوری، به حالت عادی بازگشت، کلامش را قطع کرد و برای عبادت و راز و نیاز، به کنج خلوت خود پناه برد.