قرائت› دفتر ۵› بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب› بیت ۱۳۴۴
M5:1344 — خر همیگاید کنیزک را چنان / که به عقل و رسم مردان با زنان
M5:1344
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
خاتون از شکاف در دید که خر به شیوهای کاملاً انسانی و با آداب و رسوم مردان با زنان، با کنیزک در حال آمیزش است.
این بیت لحظهی کشف و حیرت خاتون را به تصویر میکشد. او که از لاغر شدن خرش نگران بود، پنهانی به تماشا میایستد و صحنهای باورنکردنی میبیند: حیوان نه از روی غریزهی حیوانی، بلکه گویی با «عقل» و «رسم» انسانی، با کنیزک رابطه برقرار کرده است. این رفتار «آدمیانه»ی خر، که نتیجهی تربیت کنیزک است، هم شگفتی خاتون را برمیانگیزد و هم حسادت او را.
نکتهی کلیدی داستان در همین نگاه ناقص نهفته است. خاتون ظاهر ماجرا را میبیند: یک حیوانِ تربیتشده که میتواند مانند یک انسان عشقبازی کند. اما از دیدن «دقیقه» یا جزئیات حیاتی، یعنی کدویی که کنیزک برای کنترل آلت خر به کار میبرد، غافل میماند. این نگاه سطحی و ناقص، که تنها ظاهر فریبندهی ماجرا را درک میکند و از باطن خطرناک آن بیخبر است، زمینهساز فاجعهی بعدی میشود. مولانا از این داستان استفاده میکند تا نشان دهد که چگونه درک ناقص از حقیقت (دیدن ذکر و ندیدن کدو) میتواند به هلاکت منجر شود، چه در امور دنیوی و چه در مسائل معنوی.
- همیگاید
- آمیزش جنسی میکرد (فعل استمراری در فارسی قدیم)
- چنان
- آنچنان، به آن شیوه
- رسم
- آیین، آداب، روش مرسوم
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.