قرائت› دفتر ۵› بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب› بیت ۱۴۲۷
M5:1427 — جمله جستی باز ماندی از همه / صید گرگانند این ابله رمه
M5:1427
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
کسی که با حرص و شتاب به دنبال همه چیز میرود و به ظاهر قناعت میکند، در نهایت از اصل مطلب و حقیقت باز میماند و قربانی جهل خود میشود.
این بیت در ادامهٔ داستان کنیزک و خاتون، نتیجهٔ نگاه سطحی و عمل شتابزده را بیان میکند. خاتون فقط ظاهر عمل کنیزک با خر را دید (شهوترانی) اما به «کدو» که وسیلهٔ حفظ جان و کنترل بود، توجه نکرد. مولانا این داستان را به یک اصل کلی عرفانی و اخلاقی پیوند میزند: بسیاری از افراد در راه معنویت، فقط به ظواهر و پوستهها (مانند لباس پشمینهٔ صوفیان یا ادعاهای گزاف) توجه میکنند و از حقیقت و باطن کار بیخبر میمانند.
مصراع اول، «جمله جستی باز ماندی از همه»، به این تناقض اشاره دارد که حرص برای به دست آوردن «همه چیز»، به از دست دادن «همه چیز» منجر میشود. این فرد، مانند آن خاتون، به خیال رسیدن به لذت کامل، جان خود را از دست داد. مصراع دوم، «صید گرگانند این ابله رمه»، این افراد را به گلهای نادان تشبیه میکند که به دلیل همین سطحینگری و پیروی کورکورانه از امیال، به آسانی شکار گرگهای راهزن (شیاطین، نفس اماره، یا مدعیان دروغین) میشوند. پیام اصلی این است که درک ناقص و اکتفا به ظاهر، خطری مهلک است و انسان را از حقیقت دور و آسیبپذیر میکند.
- جمله
- همه، تمام، کلیت یک چیز
- جستی
- از مصدر «جستن»؛ جستجو کردی، طلب کردی
- باز ماندی
- محروم شدی، عقب ماندی، جا ماندی
- رمه
- گله، گروهی از حیوانات (معمولاً گوسفند)
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.