Lesen› Buch 5› Die Geschichte der Sklavin, die mit dem Esel der Herrin ihre Lust befriedigte und ihn wie eine Ziege oder einen Bären menschliche Lust gelehrt hatte, und einen Kürbis in den Penis des Esels steckte, damit er das Maß nicht überschreite. Die Herrin erfuhr davon, sah aber die Feinheit des Kürbisses nicht. Sie schickte die Sklavin unter einem Vorwand auf einen weiten Weg und kam mit dem Esel ohne Kürbis zusammen und starb in Schande. Die Sklavin kam spätabends zurück und klagte: „O mein Leben und o mein Augenlicht, du sahst den Penis, sahst aber den Kürbis nicht; du sahst das Glied, sahst aber das andere nicht. Jeder Mangelhafte ist verflucht.“ Das heißt, jeder unvollkommene Blick und Verstand ist verflucht. Wenn nicht, so sind die äußerlich Mangelhaften begnadet und nicht verflucht. Lies: „Auf den Blinden liegt keine Last.“ Er verneinte die Last, den Fluch, den Tadel und den Zorn.› Vers 1428
M5:1428 — صورتی بشنیده گشتی ترجمان / بیخبر از گفت خود چون طوطیان
M5:1428
Bedeutung · به زبانِ تو — Deine Sprache · AI
این بیت به کسانی اشاره دارد که تنها ظاهر کلمات یا اعمال را تقلید میکنند، بدون آنکه از معنا و حقیقت درونی آن باخبر باشند، درست مانند طوطی که حرف میزند ولی نمیفهمد چه میگوید.
این بیت در ادامهٔ داستان کنیزک و خاتون و خر قرار دارد و نتیجهگیری اخلاقی آن را بیان میکند. خاتون، عمل کنیزک با خر را دید (صورت را دید)، اما از وجود کدو که جزء حیاتی و محافظ آن عمل بود، بیخبر ماند. او با تقلیدی کورکورانه و سطحی، خود را به هلاکت رساند.
مولانا این داستان را به مثابهٔ هشداری برای سالکان و مدعیان طریقت به کار میبرد. بسیاری از افراد، تنها ظواهر و آداب و سخنان عارفان بزرگ را میبینند و میشنوند («صورتی بشنیده») و بیدرنگ به تکرار و «ترجمانی» آن میپردازند. آنها مانند طوطی، کلماتی را تکرار میکنند که معنای عمیق آن را درک نکردهاند. اینان عصا به دست میگیرند و ادعای موسی بودن میکنند یا با کلماتی دم از مسیحایی میزنند، در حالی که از حقیقت و روح آن تعالیم کاملاً بیخبرند.
نکتهٔ کلیدی در «بیخبر از گفت خود» نهفته است. این تقلید صرفاً یک نمایش ظاهری نیست، بلکه نوعی جهل مرکب است؛ فرد گمان میکند که میفهمد و آگاه است، در حالی که از عمق نادانی خود نسبت به آنچه میگوید یا انجام میدهد، غافل است. این فهم ناقص و سطحی، همانطور که در داستان خاتون دیدیم، نه تنها بیفایده، بلکه خطرناک و مهلک است.
- صورتی
- یک شکل ظاهری، یک نمود بیرونی، امری سطحی
- ترجمان
- مترجم، بازگوکننده، کسی که چیزی را نقل میکند
- طوطیان
- جمع طوطی، نماد تقلید کورکورانه و تکرار بدون فهم
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.