قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر› بیت ۳۰۸۷
M5:3087 — آن دروگر حاکم چوبی بود / وآن مصور حاکم خوبی بود
M5:3087
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت با آوردن مثالهایی ملموس توضیح میدهد که همانطور که یک صنعتگر بر مادهٔ خام خود تسلط کامل دارد، انسان نیز بر جمادات و امور بیاختیار حاکم است.
مولانا در این بخش از مثنوی، در حال بحث دربارهٔ مسئلهٔ پیچیدهٔ جبر و اختیار است. او استدلال میکند که انسان دارای اختیار است، اما این اختیار در برابر اختیار مطلق خداوند قرار دارد. برای روشن کردن این مفهوم، او به مقایسهای دست میزند.
همانطور که یک نجار (دروگر) بر چوبی که در دست دارد کاملاً مسلط است و هر شکلی که بخواهد به آن میدهد، و همانطور که یک نقاش (مصور) بر «زیبایی» که خلق میکند حاکم است و آن را آنگونه که میخواهد به تصویر میکشد، انسان نیز بر اشیاء و موجودات بیجان (جمادات) قدرت و حاکمیت دارد. این قدرت، نمونهٔ کوچکی از «اختیار» است.
این بیت و بیت بعدی (که به آهنگر و بنّا اشاره دارد) مقدمهای هستند برای بیان یک نکتهٔ کلیدی: اگر اختیار ما در برابر جمادات اینچنین روشن است، پس چگونه میتوان قدرت خداوند بر «اختیار» ما را انکار کرد؟ خداوند، بدون نیاز به ابزار، بر اراده و اختیار ما حاکم است، همانگونه که نجار بر چوبش. اما این حاکمیت الهی، اختیار انسان را نفی نمیکند، بلکه آن را در بر میگیرد و جهت میدهد.
- دروگر
- نجار، کسی که با چوب کار میکند
- مصور
- نقاش، صورتگر
- حاکم
- فرمانروا، مسلط، دارای اختیار کامل
- خوبی
- زیبایی، نیکی
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.