قرائت› دفتر ۵› بخش ۲۴ - در بیان آنک هیچ چشم بدی آدمی را چنان مهلک نیست کی چشم پسند خویشتن مگر کی چشم او مبدل شده باشد به نور حق که بی یسمع و بی یبصر و خویشتن او بیخویشتن شده› بیت ۴۹۷
M5:497 — پر طاوست مبین و پای بین / تا که سؤ العین نگشاید کمین
M5:497
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
به جای تمرکز بر زیباییها و کمالات خود که باعث غرور میشود، به عیبها و کاستیهایت توجه کن تا از آسیب چشمزخم دیگران و بهویژه از آفت خودشیفتگی در امان بمانی.
مولانا این بخش را با یک تمثیل قدرتمند آغاز میکند: طاووس، که نماد زیبایی و جلوهگری است، پاهایی زشت دارد. او به سالک هشدار میدهد که همچون طاووس، تنها به «پرهای» خود، یعنی به فضایل، استعدادها و داشتههایش، چشم ندوزد. این کار به غرور و خودپسندی (چشم پسند خویشتن) میانجامد که از هر چشمزخم بیرونی خطرناکتر است. در مقابل، باید به «پاهای» خود، یعنی به ضعفها، نقصها و جنبههای ناپسند وجودش، نگاه کند. این نگاه واقعبینانه و فروتنانه، پادزهری برای تکبر است.
این بیت، راهکاری عملی برای در امان ماندن از «سُوءُ العین» ارائه میدهد. «سُوءُ العین» در اینجا معنایی دوگانه دارد: هم چشمزخم و حسد دیگران که به خاطر به رخ کشیدن داشتهها برانگیخته میشود، و هم «چشم بد» خود فرد که همان نگاه آلوده به عُجب و غرور است. وقتی انسان به کاستیهای خود آگاه باشد، دیگر خود را در معرض نمایش و تحسین قرار نمیدهد و در نتیجه، نه از بیرون آسیبی میبیند و نه از درون با زهر غرور خود را هلاک میکند. ابیات بعدی نیز با اشاره به تأثیر چشمزخم حتی بر پیامبر (ص)، بر اهمیت این پند و ضرورت پنهان داشتن نعمتها تأکید میکنند.
- سؤ العین
- چشم بد، چشمزخم، نگاه شر و آسیبرسان
- کمین نگشاید
- کمین نکند، دامی پهن نکند، در پی فرصت برای آسیب زدن نباشد
- مبین
- نگاه نکن، ننگر (فعل نهی از دیدن)
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.