Čitaj Knjiga 1 Priča o bakalu i papagaju i kako je papagaj prolio ulje u radnji Bejt 286

M1:286 — او گمان بُرده که من کردم، چو او / فرق را کی داند آن استیزه‌رو

او گمان بُرده که من کردم، چو اوفرق را کی داند آن استیزه‌رو
✦ Renderuj ovaj bejt na Bosanski

M1:286

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — iz njegovih snimljenih predavanja o Mesneviji

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن (یعنی استیزه‌رو) گمان برده که من هم کاری شبیه او کرده‌ام؛ اما چگونه آن جدال‌جو تفاوت را درک کند؟ معنا: این بیت به خطای کسانی اشاره دارد که به دلیل شباهت ظاهری اعمال، بین عمل حقیقی و عمل از روی جدال و تقلید، تفاوتی نمی‌بینند.

شرح

مولانا اینجا به یکی از عمیق‌ترین مغالطات بشری می‌پردازد: اشتباه گرفتن ظاهر با باطن، و یکسان پنداشتن امور ظاهراً مشابه. او هشدار می‌دهد که این خطای قیاس، ریشه‌ی گمراهی بسیاری از مردم است. انسان‌ها اولیای حق و پیامبران را چون خود پنداشته‌اند، صرفاً به این دلیل که همه‌ی ما بشر هستیم، می‌خوریم و می‌خوابیم. اما مولانا تأکید می‌کند که «هست فرقی در میان بی‌منتها»؛ تفاوتی از جنس تفاوتِ میان نیش زنبور و عسل آن، یا سرگین آهو و مُشک ناب. هر دو از یک منبع می‌خورند، اما درونشان دو چیز کاملاً متفاوت می‌سازد.

در همین راستا، این بیت به عمق تفکر استیزه‌رو یا همان جدال‌جو می‌پردازد. «استیزه‌رو» کسی است که به جای طلب حقیقت، در پی مجادله و برتری‌جویی است. این فرد چون می‌بیند که صاحب بصیرت کاری انجام می‌دهد، با همان ظاهرسازی، گمان می‌برد که او نیز عین آن کار را کرده است. این، یک تقلید بوزینه‌وار است؛ همان‌طور که کافران و منافقان، در جدال‌ها و حتی در اعمال عبادی، بوزینه‌طبع ظاهر می‌شوند. مولانا از این کردار به «آفتی آمد درون سینه طبع» یاد می‌کند؛ یعنی طبع آدمی که فرمانروا شود و از عقل و اختیار پیشی گیرد، خود آفت‌زاست.

من این را مکرراً گوشزد کرده‌ام که «فرق را کی داند آن استیزه‌رو؟» پرسشی عمیق است. آن جدال‌جو نمی‌تواند تفاوت را بفهمد، زیرا او به امر و باطن نمی‌نگرد، بلکه تنها به ظواهر و نمودها بسنده می‌کند. او فقط ظاهر عمل را می‌بیند، اما از نیت، منبع، و مقصد آن بی‌خبر است. همان‌طور که ساحران عصای خود را با عصای موسی (ع) یکی پنداشتند، یا منافق با مؤمن در یک نماز می‌ایستد. در ظاهر هر دو یک عمل را انجام می‌دهند؛ اما یکی از روی نیاز و امر الهی است، و دیگری از پی استیض و جدال. پیامبر اسلام و ابوجهل هر دو به بتخانه می‌رفتند، اما یکی برای شکستن بت‌ها و دیگری برای پرستش آن‌ها. این‌ها همه نمونه‌هایی از همان «فرق بی‌منتها» هستند.

تفاوت در «طبع» است؛ در آن کارخانه‌ی درونی که ورودی واحد را به محصولاتی کاملاً متفاوت تبدیل می‌کند. غذای واحد، در دو مزاج، دو نتیجه‌ی متفاوت می‌دهد. قرآن برای مؤمنان شفا و رحمت است، و برای ظالمان جز خسران نمی‌افزاید. عمل استیزه‌رو، هرچند ظاهراً شبیه عمل عارف و موحد باشد، اما روح و باطنی کاملاً متفاوت دارد. مولانا می‌خواهد بگوید که برای درک حقیقت، باید از پوسته و ظاهر عبور کرد و به عمق نیت و ریشه‌ی اعمال رسید؛ کاری که «استیزه‌رو» به دلیل نابینایی درونی و مشغولیت به جدال، قادر به انجام آن نیست.

نکات کلیدی

  • مغالطه‌ی اصلی این بیت: اشتباه گرفتن ظاهر با باطن و یکسان پنداشتن امور ظاهراً مشابه.
  • «استیزه‌رو» کسی است که به جای طلب حقیقت، در پی جدال و برتری‌جویی است و توانایی درک تفاوت‌های عمیق را ندارد.
  • همان‌طور که زنبور عسل و زنبور نیش‌زن از یک منبع تغذیه می‌کنند، عمل واحد می‌تواند دو نتیجه‌ی کاملاً متفاوت داشته باشد.
  • تفاوت اساسی بین اعمال از روی «امر» (فرمان الهی) و «ستیز» (جدال و رقابت) است، حتی اگر شکل ظاهری آن‌ها یکسان باشد.
  • کیفیت و معنای حقیقی عمل را «طبع» (نیت، منبع و مقصد درونی) تعیین می‌کند، نه صرفاً شکل ظاهری آن.

Sources: d1-s22 · 53:30:40 d1-s22 · 01:07:11

به زبانِ تو — Tvoj jezik · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.