Čitaj Knjiga 6 Kraj knjige Al-Muwatta' Al-Karim Bejt 46

M6:46 — جنگ طبعی جنگ فعلی جنگ قول / در میان جزوها حربیست هول

جنگ طبعی جنگ فعلی جنگ قولدر میان جزوها حربیست هول
✦ Renderuj ovaj bejt na Bosanski

M6:46

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — iz njegovih snimljenih predavanja o Mesneviji

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: جنگِ طبایع، جنگِ افعال، و جنگِ اقوال؛ در میانِ جزوهای عالم، جنگی مهیب جاری است. معنا: این بیت بیان می‌دارد که نزاع و تضاد نه تنها در گفتار و کردار انسان‌ها، بلکه در ذات عناصر طبیعی و تمام اجزای جهان هستی ریشه دارد و خودِ جهان بر پایهٔ همین تقابل‌ها استوار است.

شرح

این بیت مولانا از یک حقیقت کیهانی پرده برمی‌دارد؛ جنگ و ستیز نه تنها یک پدیدهٔ اجتماعی یا انسانی، بلکه یک اصل بنیادین در ساختار عالم است. پیش از این بیت، مولانا اشاره می‌کند که جنگ و صلح ما در نهایت در اختیار الهی است، اما در اینجا می‌افزاید که این دخالت الهی در بستری رخ می‌دهد که ذاتاً متکثر و متضاد است. یعنی ما در جهانی زندگی می‌کنیم که سرشته در تضادهاست، و این تضاد، نه نقص، که شرط قوام آن است.

مولانا این «جنگ طبعی» را در میان عناصر چهارگانه به وضوح نشان می‌دهد؛ آب، آتش را می‌شکند و آتش، آب را تبخیر می‌کند. این ستون‌های قوی که سقف دنیا بر دوش آن‌هاست، همزمان «اشکنندهٔ یکدیگرند». این تقابل، نه یک نقص، بلکه ستون فقراتِ پویاییِ خلقت است. جهان بر «اضداد» بنا شده و از همین‌روست که «این جهان زین جنگ قائم می‌بود». بی‌شک، اگر این تقابل نبود، سکون و مرگ بر عالم حکمفرما می‌شد.

اما نکتهٔ بسیار مهم‌تر، بسط این قانون کیهانی به درون انسان است. مولانا با قاطعیت می‌گوید: «پس بنای خلق بر اضداد بود / لاجرم ما جنگی‌ایم از ضر و سود». یعنی از آنجا که ما پاره‌ای از همین طبیعت متضاد هستیم، درون خودمان هم عرصهٔ این کشمکش‌هاست. «احوال» ما، از شادی و غم، خشم و آرامش، و هزاران حس و حالت متناقض دیگر، پیوسته در ستیزند. آدمی که با خودش در صلح نیست، چگونه می‌تواند با دیگران در صلح باشد؟

اینجاست که مولانا از این تحلیل کیهانی به یک توصیهٔ اخلاقی عمیق می‌رسد. او می‌گوید: «می‌نگر بر خود چنین جنگ گران / پس چه مشغولی به جنگ دیگران؟» این یک دستورالعمل برای خودسازی است. درگیری‌های بیرونی ما با دیگران، اغلب فرافکنی همان نزاع‌های درونی است. کسی که دائماً با دیگران در حال ستیز است، در حقیقت با خودش درگیر است. راه رهایی از این دور باطل، بازگشت به درون و حل این تضادهای نفسانی است. این نبردهای درونی باید ابتدا در ما خاموش شوند تا بتوانیم به صلح با جهان دست یابیم، و این صلح یا با مجاهدهٔ خودِ سالک حاصل می‌شود، یا به کرامت الهی و «یکرنگی» او را از این جنگ رها می‌کند.

نکات کلیدی

  • جهان هستی بر پایهٔ تضاد و تقابل بنا شده است و این امر شرط قوام آن است.
  • جنگ و ستیز در تمام سطوح هستی، از عناصر طبیعی تا افعال و گفتار انسان‌ها، جاری است.
  • انسان‌ها به دلیل ساختار متضاد جهان، ماهیتاً مستعد درگیری و ستیزند.
  • درگیری‌های بیرونی انسان‌ها اغلب فرافکنی نزاع‌ها و احوال متناقض درونی خودشان است.
  • راه رهایی از جنگ‌های بیرونی، پرداختن به مبارزات درونی و دستیابی به صلح با خویشتن است.

Sources: d6-s02 · 00:15:42 d6-s02 · 00:17:22 d6-s02 · 00:18:58

به زبانِ تو — Tvoj jezik · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.