Divan Šemsa Gazel 2047 Bejt 3 ← prethodno · sljedeće →

Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۲۰۴۷

  1. زان تیرهای غمزه خشمین که می‌زنی صد قامت چو تیر خمیده‌ست چون کمان

G2047:3

Tvoj jezik

Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:

Tumačenje ovog bejta

Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:

Cijeli gazel ↗

  1. 1 می‌آیدم ز رنگ تو ای یار بوی آن·برکنده‌ای به خشم دل از یار مهربان
  2. 2 از آفتاب روی تو چون شکل خشم تافت·پشتم خم است و سینه کبودم چو آسمان
  3. 3 زان تیرهای غمزه خشمین که می‌زنی·صد قامت چو تیر خمیده‌ست چون کمان
  4. 4 از پرسشم ز خشم لب لعل بسته‌ای·جان ماندم ز غصه این یا دل و زبان
  5. 5 لطف تو نردبان بده بر بام دولتی·ای لطف واگرفته و بشکسته نردبان
  6. 6 این لابه ام به ذات خدا نیست بهر جان·ای هر دمی خیال تو صد جان جان جان
  7. 7 یاد آر دلبرا که ز من خواستی شبی·نقشی ز جان خون شده من دادمت نشان
  8. 8 جانا به حق آن شب کان زلف جعد را·در گردنم درافکن و سرمست می‌کشان
  9. 9 تا جان باسعادت غلطان همی‌رود·چوگان دو زلف و گوی دل و دشت لامکان
  10. 10 کرسی عدل نه تو به تبریز شمس دین·تا عرش نور گیرد و حیران شود جهان

ganjoor: sh2047 · public domain