Lesen Buch 1 Der König führt den Arzt zur Kranken, damit er ihren Zustand beurteile Vers 112

M1:112 — عاشقی گر زین سر و گر زان سرست / عاقبت ما را بدان سَر رهبرست

عاشقی گر زین سر و گر زان سرستعاقبت ما را بدان سَر رهبرست
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M1:112

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: عشقی که از این سو برخیزد یا از آن سو، سرانجام ما را به همان سرمنشأ رهبری خواهد کرد. معنا: این بیت بیان می‌دارد که هر نوع عاشقی، چه زمینی و چه آسمانی، در نهایت انسان را به سوی سرچشمه و حقیقت عشق الهی هدایت می‌کند.

شرح

بی‌تردید، این بیت یکی از عمیق‌ترین و بنیادی‌ترین آموزه‌های مولانا را در باب ماهیت عشق بیان می‌کند. «این سر» و «آن سر» در اینجا دو وجه از عشق را نشان می‌دهند: یکی عشق از جانب انسان به سوی خدا، و دیگری عشق از جانب خدا به سوی انسان. یا می‌توان گفت، «این سر» اشاره به عشق‌های زمینی و مجازی دارد که معشوق در آن صورتی محدود و خاکی دارد، و «آن سر» اشاره به عشق الهی و حقیقی است که معشوق آن بی‌صورت و بی‌کران است. مولانا در اینجا این پیام قاطع را به ما می‌دهد که این دو نوع عشق، نه تنها با هم در تضاد نیستند، بلکه عشق‌های مجازی، پرتوهایی از عشق حقیقی و نردبان‌هایی برای رسیدن به آن هستند.

من بارها گفته‌ام که مولانا بر این باور است که عشق‌های بشری و زمینی، لزوماً کاذب، باطل یا فاسد نیستند. بلکه اینها، همانطور که در ابتدای داستان کنیزک نیز می‌خوانیم، تمرینی برای روح انسانند. میدان امتحانی‌اند که انسان را در معرض افت‌وخیزها و فرازونشیب‌ها قرار می‌دهند تا برای عشق‌ورزی کامل و عالی آماده شود. خداوند این عشق‌ها را با حکمت و مصلحت در جهان نهاده است تا انسان را به مقصود اصلی رهبری کند. بصیرت و بینایی آن است که در دل این مجازها، حقیقت را ببینی؛ در ناپایدارها، پایداری را دریابی؛ و هر حسن و زیبایی را که در این عالم می‌بینی، جلوه‌ای از حسن ازلی بدانی. این همان راهی است که آدمی می‌تواند از دنیا عبور کند، از مجاز بگذرد و به حقیقت برسد. به تعبیر خود مولانا، گویی «در دل کفر آمده‌ام تا که به ایمان برسم.» در این نگاه، تمام این مجازها، که در حقیقت پوشش و حجاب‌هایی بر حقیقت‌اند، می‌توانند توسط آدمی پس زده شوند، بلکه این حجاب‌ها را نردبان خود کند تا به بام تعالی و حقیقت صعود کند.

نگاه مولانا حتی به زیبایی‌های ظاهری و محدود نیز چنین است. او می‌گوید: «هر کسی پیش کلوخی سینه چاک / کان کلوخ از حسن آمد جرعه‌ناک.» در واقع، انسان که خود کلوخی از خاک است، اگر عاشقی می‌کند، به این دلیل است که آن کلوخ «جرعه‌ای» از حسن حقیقی نوشیده است. به قول مولانا: «باده خاک‌آلوده‌تان مجنون کند / صاف اگر باشد ندانم چون کند.» یعنی اگر آن زیبایی مطلق و خالص، بدون این آمیختگی با صورت و کالبد خاکی بود، چه غوغایی به پا می‌کرد؟ اما حتی این «باده خاک‌آلوده» نیز قادر است انسان را مجنون کند.

پس فرقی نمی‌کند این عاشقی چه از سر زیبایی‌های ظاهری باشد و چه از سر جمال بی‌صورت؛ عاقبت و سرانجام این همه عشق‌ورزی، تنها یک مقصد دارد و آن رهبری انسان به سوی آن «سَر» نهایی، آن سرچشمه و حقیقت مطلق عشق است. این وعده مولاناست که «خانه خود را شناسد خود دعا / تو به نام هر که خواهی کن ثنا.» دعای پاک، کلام پاک و عشق خالص راه خود را به سوی اصل و سرچشمهٔ نور می‌یابد و ما را بدان مقصد رهبر می‌شود.

نکات کلیدی

  • عشق‌های مجازی نردبانی به سوی عشق حقیقی‌اند و کاذب نیستند.
  • زیبایی‌های زمینی، پرتوهایی از حسن ازلی و بی‌صورت الهی هستند.
  • بصیرت در عشق، دیدن حقیقت در پس مجازها و پایداری در ناپایدارهاست.
  • تمام جلوه‌های عشق، از هر سر که باشند، سرانجام به سرچشمهٔ واحد عشق الهی می‌رسند.
  • این بیت تاکید می‌کند که خداوند عشق را با حکمتی عظیم در جهان نهاده است.

Sources: d1-s21 · 00:04:30 d1-s21 · 00:05:04 d1-s21 · 00:07:18 d1-s17 · 00:58:00 d1-s18 · 04:37:00 d1-s33 · 00:19:02

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.