Lesen› Buch 1› Die Erläuterung, dass die Tötung und Vergiftung des Goldschmieds auf göttliche Anweisung erfolgte und nicht aus persönlicher Neigung oder falschem Urteil› Vers 241

M1:241 — می‌بلرزد عرش از مدح شَقی / بدگمان گردد ز مدحش مُتَّقی

می‌بلرزد عرش از مدح شَقیبدگمان گردد ز مدحش مُتَّقی
Vom Lob des Frevlers erzittert der Thron,der Gottesfürchtige hegt durch dies Lob Argwohn.
Dieser Vers warnt davor, dass unangemessenes Lob und Schmeichelei gegenüber bösen und korrupten Menschen den göttlichen Thron erschüttert und in den Herzen wahrhaft frommer Menschen Zweifel und Misstrauen sät.

M1:241

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: عرش الهی از ستایش بدکاران به لرزه می‌افتد و انسان پرهیزکار از شنیدن چنین مدحی بدگمان می‌شود. معنا: این بیت هشدار می‌دهد که ستایش نابجا و ثناگویی از افراد ستمکار و ناصالح، عرش خدا را به لرزه درمی‌آورد و موجب سوءظن و تردید در دل انسان‌های باایمان و پرهیزکار می‌گردد.

شرح

این بیت، بی‌تردید، هشداری است کوبنده از مولانا دربارهٔ خطرات مداحی و ستایش ناروا. من معتقدم که مولانا در اینجا یک قاعدهٔ بنیادین اخلاقی و عرفانی را طرح می‌کند: وقتی ناپاکی را به پاکی بستاییم و فرعون‌صفتان را به صفات الهی متصف کنیم، غضب الهی جاری می‌شود و عرش خدا به لرزه درمی‌آید. این تنها یک تعبیر شاعرانه نیست، بلکه انعکاسی است از یک حقیقت هستی‌شناختی؛ ستایش دروغین نظم وجود را برهم می‌زند و به تعبیری، ارکان هستی را متزلزل می‌سازد.

مولانا دربارهٔ مداحی حرف‌های بسیار مهمی دارد و آن را کاری بسیار ناشایسته می‌داند. مداحی دیگران در علن، به زعم او، همچون زهری است که گرچه دوستانه به نظر آید، اما به جان فرد خورانده می‌شود و دیر یا زود اثر مخرب خود را می‌گذارد. او تاریخ را گواه می‌آورد و با مثالی گویا بیان می‌کند که فرعون از ابتدا فرعون نبود؛ «از وفور مدح‌ها فرعون شد». مردم از بس او را ستودند و «تو خدایی» گفتند، او نیز باور کرد که حتماً بهره‌ای از خدایی دارد. این یک درس کلیدی دربارهٔ نقش جامعه در فساد حاکمان و قدرتمندان است.

من می‌پذیرم که این مدح و ستایش نابجا، تنها بر شخص مورد ستایش تأثیر نمی‌گذارد، بلکه متقیان و پرهیزکاران را نیز بدگمان می‌سازد. کسی که با چشم بصیرت به جهان می‌نگرد و در پی حقیقت است، با شنیدن ستایش شیادان و ظالمان، به اصل و بنیان فضیلت بدگمان می‌شود و ایمانش در معرض آسیب قرار می‌گیرد. این مداحی‌ها نه تنها موجب فساد مدح‌شونده می‌شود، بلکه باعث سلب اعتماد از نیکان نیز می‌گردد و تفکیک حق از باطل را دشوار می‌سازد.

مولانا، خود، هرگز به این کار نپرداخت. در حالی که شاعرانی چون انوری به ستایش سلاطین جبار و بی‌سواد می‌پرداختند و مثلاً سلطان سنجر را «سر دفتر آفرینش» می‌خواندند، ناصرخسرو با بیانی کوبنده می‌گفت: «من آنم که در پای خوکان نریزم / مر این نازنین در لفظ دری را». مولانا نیز بی‌تردید از همین جنس است؛ او درّ گران‌بهای سخن را در پای خوکان نمی‌ریخت. او مدح را تنها برای «شاه وس‌آگاه» و «خاصه الله» روا می‌دانست، برای آن طبیب الهی که به اقتضای لطف مطلق، گاه قهر می‌کرد و جان می‌ستاند تا جان صدق بخشد. ستایش مولانا تنها متوجه منبع مطلق خیر و کمال بود، نه کسانی که به دلیل شهوات و قدرت‌طلبی بر تخت نشسته‌اند.

نکات کلیدی

  • ستایش نابجا و ثناگویی از ستمگران و بدکاران، غضب الهی را برمی‌انگیزد و عرش خدا را به لرزه درمی‌آورد.
  • مداحی مانند زهر عمل می‌کند؛ حتی اگر به ظاهر دوستانه باشد، جان فرد را مسموم کرده و او را به فساد می‌کشاند (چنان که فرعون از کثرت مدح، خود را خدا نامید).
  • این ستایش‌های دروغین، نه تنها مدح‌شونده را فاسد می‌کند، بلکه موجب بدگمانی متقیان و سلب اعتماد آنان از ارزش‌های حقیقی می‌شود.
  • مولانا مداحی را عملی ناپسند می‌دانست و هرگز به آن نپرداخت؛ او سخن خود را گران‌بها و مختص ستایش حق و اهل حق می‌دانست.
  • درک مولانا از ستایش، تمایز قاطعی میان ستایش شایسته (معطوف به کمال الهی) و ستایش ناروا (معطوف به قدرت دنیوی) قائل می‌شود.

Sources: d1-s21 · 01:05:13 d1-s21 · 01:06:10 d1-s21 · 01:09:00

❋

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

❋

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.