Lesen› Buch 5› Die Geschichte der Sklavin, die mit dem Esel der Herrin ihre Lust befriedigte und ihn wie eine Ziege oder einen Bären menschliche Lust gelehrt hatte, und einen Kürbis in den Penis des Esels steckte, damit er das Maß nicht überschreite. Die Herrin erfuhr davon, sah aber die Feinheit des Kürbisses nicht. Sie schickte die Sklavin unter einem Vorwand auf einen weiten Weg und kam mit dem Esel ohne Kürbis zusammen und starb in Schande. Die Sklavin kam spätabends zurück und klagte: „O mein Leben und o mein Augenlicht, du sahst den Penis, sahst aber den Kürbis nicht; du sahst das Glied, sahst aber das andere nicht. Jeder Mangelhafte ist verflucht.“ Das heißt, jeder unvollkommene Blick und Verstand ist verflucht. Wenn nicht, so sind die äußerlich Mangelhaften begnadet und nicht verflucht. Lies: „Auf den Blinden liegt keine Last.“ Er verneinte die Last, den Fluch, den Tadel und den Zorn.› Vers 1335
M5:1335 — در ذکر کردی کدو را آن عجوز / تا رود نیم ذکر وقت سپوز
M5:1335
Bedeutung · به زبانِ تو — Deine Sprache · AI
کنیزک برای کنترل و اندازهگیری، کدویی را بر آلت تناسلی خر قرار میداد تا در حین عمل جنسی، فقط بخشی از آن وارد بدنش شود و آسیبی نبیند.
این بیت جزئیات «تدبیر» و «حیلت» کنیزک را در داستان شرح میدهد. او که از شدت شهوت به همآغوشی با حیوان روی آورده، صرفاً تسلیم غریزهٔ کور خود نیست، بلکه برای حفظ جانش از نیروی ویرانگر و بیاندازهٔ حیوانی، از عقل و ابزار استفاده میکند. «کدو» در اینجا نماد همان «اندازه»، «حد» و «معرفت» است که غریزهٔ خام را مهار میکند و آن را قابل استفاده میسازد.
مولانا این داستان اروتیک و تکاندهنده را به عنوان یک تمثیل برای یک نکتهٔ دقیق عرفانی به کار میگیرد: نگاه سطحی و ناقص به مسائل روحانی میتواند مرگبار باشد. خاتون که بعداً این صحنه را میبیند، فقط صورت عمل (ذکر) را میبیند اما از حقیقت و تدبیر پنهان در آن (کدو) غافل است. او کل را نمیبیند و همین «نظر ناقص» او را به هلاکت میکشاند. این بیت، مقدمهای است برای نشان دادن تفاوت میان دیدن ظاهرِ یک امر و درک کردنِ باطن و شرایط آن. کنیزک با آنکه کاری خطاآلود میکند، اما چون «دقیقه» و ظرافت کار را میداند، زنده میماند، در حالی که خاتون با تقلیدی کورکورانه از همان عمل، نابود میشود.
- ذکر
- آلت تناسلی مرد
- عجوز
- پیرزن؛ در اینجا منظور همان کنیزک است
- سپوز
- فرو کردن، داخل کردن، عمل نزدیکی و آمیزش
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.