Lesen› Buch 5› Die Geschichte der Sklavin, die mit dem Esel der Herrin ihre Lust befriedigte und ihn wie eine Ziege oder einen Bären menschliche Lust gelehrt hatte, und einen Kürbis in den Penis des Esels steckte, damit er das Maß nicht überschreite. Die Herrin erfuhr davon, sah aber die Feinheit des Kürbisses nicht. Sie schickte die Sklavin unter einem Vorwand auf einen weiten Weg und kam mit dem Esel ohne Kürbis zusammen und starb in Schande. Die Sklavin kam spätabends zurück und klagte: „O mein Leben und o mein Augenlicht, du sahst den Penis, sahst aber den Kürbis nicht; du sahst das Glied, sahst aber das andere nicht. Jeder Mangelhafte ist verflucht.“ Das heißt, jeder unvollkommene Blick und Verstand ist verflucht. Wenn nicht, so sind die äußerlich Mangelhaften begnadet und nicht verflucht. Lies: „Auf den Blinden liegt keine Last.“ Er verneinte die Last, den Fluch, den Tadel und den Zorn.› Vers 1336
M5:1336 — گر همه کیر خر اندر وی رود / آن رحم و آن رودهها ویران شود
M5:1336
Bedeutung · به زبانِ تو — Deine Sprache · AI
این بیت به صراحت بیان میکند که اگر آلت تناسلی خر به طور کامل و بدون هیچ مانعی وارد بدن زن شود، اندامهای داخلی او مانند رحم و رودهها متلاشی و ویران میگردد.
این بیت در میانهٔ داستانی تمثیلی قرار دارد که در آن، کنیزکی با زیرکی و با استفاده از یک کدو، شهوت خود را با خری ارضا میکند. کدو در اینجا نقش «اندازهنگهدار» و «محدودکننده» را دارد. این بیت، نتیجهٔ هولناک نادیده گرفتن آن «اندازه» را به تصویر میکشد.
مولانا با این توصیف عریان و تکاندهنده، صرفاً یک واقعیت فیزیکی را بیان نمیکند، بلکه به یک اصل مهمتر اشاره دارد: در هر کاری، بهویژه در امور معنوی و معرفتی، درک کامل و همهجانبه ضروری است. دیدن یک جزء (کیر خر) و غفلت از جزء دیگر (کدو) که نقش حیاتی دارد، به فاجعه میانجامد. این داستان نمادی است برای کسانی که ظواهر دین یا معرفت را میبینند اما از «دقیقه» یا نکتهٔ ظریف و باطنی آن غافلاند. این غفلت، که مولانا آن را «نظر ناقص» مینامد، نه تنها بیثمر، بلکه ویرانگر و مهلک است. بنابراین، ویرانی رحم و رودهها در این بیت، نماد نابودی کامل وجود انسان در اثر فهم ناقص و پیروی کورکورانه از امیال بدون در نظر گرفتن حدود و شرایط است.
- وی
- او (در اینجا منظور خاتون است)
- رود
- برود، داخل شود
- رحم
- عضوی در بدن زن برای پرورش جنین، زهدان
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.