Lesen› Buch 5› Die Geschichte der Sklavin, die mit dem Esel der Herrin ihre Lust befriedigte und ihn wie eine Ziege oder einen Bären menschliche Lust gelehrt hatte, und einen Kürbis in den Penis des Esels steckte, damit er das Maß nicht überschreite. Die Herrin erfuhr davon, sah aber die Feinheit des Kürbisses nicht. Sie schickte die Sklavin unter einem Vorwand auf einen weiten Weg und kam mit dem Esel ohne Kürbis zusammen und starb in Schande. Die Sklavin kam spätabends zurück und klagte: „O mein Leben und o mein Augenlicht, du sahst den Penis, sahst aber den Kürbis nicht; du sahst das Glied, sahst aber das andere nicht. Jeder Mangelhafte ist verflucht.“ Das heißt, jeder unvollkommene Blick und Verstand ist verflucht. Wenn nicht, so sind die äußerlich Mangelhaften begnadet und nicht verflucht. Lies: „Auf den Blinden liegt keine Last.“ Er verneinte die Last, den Fluch, den Tadel und den Zorn.› Vers 1345
M5:1345 — در حسد شد گفت چون این ممکنست / پس من اولیتر که خر ملک منست
M5:1345
Bedeutung · به زبانِ تو — Deine Sprache · AI
خاتون با دیدن رابطهی کنیز و خر، دچار حسادت شد و با خود فکر کرد که اگر چنین کاری شدنی است، او که صاحب خر است برای این کار از کنیز سزاوارتر است.
این بیت لحظهی سقوط اخلاقی و عقلی خاتون را به تصویر میکشد. او که از روی کنجکاوی و برای کشف راز لاغری خرش پنهانی به تماشا ایستاده، با صحنهای روبرو میشود که در ابتدا برایش شگفتآور است. اما این شگفتی به سرعت جای خود را به حسادتی ویرانگر میدهد.
منطق او کاملاً بر اساس مالکیت مادی و نفسانی است: «خر ملک منست». او حق خود را نه بر اساس عقل، شرع یا انسانیت، بلکه بر پایهی مالکیت تعریف میکند. این همان منطق ناقصی است که مولانا در عنوان داستان به آن اشاره میکند: «کیر دیدی کدو ندیدی». خاتون فقط ظاهر لذتبخش ماجرا را میبیند (کیر) اما از جزئیات حیاتی و محافظتکنندهای که کنیز به کار بسته (کدو) غافل است. حسادت و شهوت، چشم او را بر روی درک کامل حقیقت و دیدن خطر کور کرده است.
این بیت نقطهی عطفی در داستان است که در آن، شخصیت از یک ناظر کنجکاو به یک کنشگر حسود و بیفکر تبدیل میشود و خود را برای هلاکت آماده میکند. این سقوط، هشداری است دربارهی نگاه سطحی و ناقصی که تنها بخشی از واقعیت را میبیند و بر اساس آن قضاوت و عمل میکند و در نهایت به نابودی میانجامد.
- اولیتر
- سزاوارتر، شایستهتر
- ملک
- دارایی، مایملک
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.