Lesen› Buch 5› Die Geschichte der Sklavin, die mit dem Esel der Herrin ihre Lust befriedigte und ihn wie eine Ziege oder einen Bären menschliche Lust gelehrt hatte, und einen Kürbis in den Penis des Esels steckte, damit er das Maß nicht überschreite. Die Herrin erfuhr davon, sah aber die Feinheit des Kürbisses nicht. Sie schickte die Sklavin unter einem Vorwand auf einen weiten Weg und kam mit dem Esel ohne Kürbis zusammen und starb in Schande. Die Sklavin kam spätabends zurück und klagte: „O mein Leben und o mein Augenlicht, du sahst den Penis, sahst aber den Kürbis nicht; du sahst das Glied, sahst aber das andere nicht. Jeder Mangelhafte ist verflucht.“ Das heißt, jeder unvollkommene Blick und Verstand ist verflucht. Wenn nicht, so sind die äußerlich Mangelhaften begnadet und nicht verflucht. Lies: „Auf den Blinden liegt keine Last.“ Er verneinte die Last, den Fluch, den Tadel und den Zorn.› Vers 1373
M5:1373 — چون بخوردی میکشد سوی حرم / دخل را خرجی بباید لاجرم
M5:1373
Bedeutung · به زبانِ تو — Deine Sprache · AI
غریزهٔ جنسی، که از نیروی حاصل از غذا خوردن سرچشمه میگیرد، یک نیاز طبیعی است و باید از راه درست و مشروع (ازدواج) برآورده شود؛ همانطور که هر درآمدی، خرجی متناسب با خود را ایجاب میکند.
این بیت در ادامهٔ توصیهٔ مولانا برای کنترل شهوت آمده است. او پیشتر گفته بود که برای مهار این غریزه یا باید کمتر خورد (یعنی ورودی و انرژی بدن را کم کرد) یا ازدواج کرد. این بیت، منطق این توصیه را روشن میکند.
مولانا شهوت را به یک معادلهٔ اقتصادی ساده تشبیه میکند: غذا خوردن مانند «دخل» یا درآمد است که به بدن انرژی و قوه میدهد. این انرژی باید به طریقی «خرج» یا هزینه شود. قویترین و طبیعیترین مجرای این هزینه، غریزهٔ جنسی است که شاعر با کنایهٔ «کشیدن به سوی حرم» (تمایل به همنشینی با همسر) به آن اشاره میکند. پیام اصلی این است که شهوت یک نیروی طبیعی و برآمده از نیازهای اولیهٔ جسم است و نباید آن را سرکوب یا انکار کرد، بلکه باید آن را از راه مشروع و سالم مدیریت نمود.
این نگاه واقعبینانه، در تضاد با ریاضتهای افراطی قرار میگیرد. مولانا نمیگوید شهوت را نابود کن، بلکه میگوید آن را به رسمیت بشناس و برایش راهی درست، یعنی ازدواج («نکاح»)، پیدا کن. در غیر این صورت، این انرژی مهارنشده، همانطور که در داستان کنیزک و خاتون دیده میشود، به شکلی ویرانگر و نامشروع طغیان خواهد کرد. بنابراین، بیت تأکیدی است بر ضرورت مدیریت غرایز طبیعی از طریق راههای شرعی و عقلی.
- حرم
- در اینجا به معنی اندرونی، بخش زنان خانه و کنایه از همسر و رابطهٔ زناشویی است.
- دخل
- درآمد، ورودی، کنایه از خوردن و کسب انرژی.
- خرج
- هزینه، خروجی، کنایه از مصرف انرژی از طریق غریزهٔ جنسی.
- لاجرم
- ناچار، ناگزیر، حتماً.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.