Lesen› Buch 5› Die Geschichte der Sklavin, die mit dem Esel der Herrin ihre Lust befriedigte und ihn wie eine Ziege oder einen Bären menschliche Lust gelehrt hatte, und einen Kürbis in den Penis des Esels steckte, damit er das Maß nicht überschreite. Die Herrin erfuhr davon, sah aber die Feinheit des Kürbisses nicht. Sie schickte die Sklavin unter einem Vorwand auf einen weiten Weg und kam mit dem Esel ohne Kürbis zusammen und starb in Schande. Die Sklavin kam spätabends zurück und klagte: „O mein Leben und o mein Augenlicht, du sahst den Penis, sahst aber den Kürbis nicht; du sahst das Glied, sahst aber das andere nicht. Jeder Mangelhafte ist verflucht.“ Das heißt, jeder unvollkommene Blick und Verstand ist verflucht. Wenn nicht, so sind die äußerlich Mangelhaften begnadet und nicht verflucht. Lies: „Auf den Blinden liegt keine Last.“ Er verneinte die Last, den Fluch, den Tadel und den Zorn.› Vers 1427
M5:1427 — جمله جستی باز ماندی از همه / صید گرگانند این ابله رمه
M5:1427
Bedeutung · به زبانِ تو — Deine Sprache · AI
کسی که با حرص و شتاب به دنبال همه چیز میرود و به ظاهر قناعت میکند، در نهایت از اصل مطلب و حقیقت باز میماند و قربانی جهل خود میشود.
این بیت در ادامهٔ داستان کنیزک و خاتون، نتیجهٔ نگاه سطحی و عمل شتابزده را بیان میکند. خاتون فقط ظاهر عمل کنیزک با خر را دید (شهوترانی) اما به «کدو» که وسیلهٔ حفظ جان و کنترل بود، توجه نکرد. مولانا این داستان را به یک اصل کلی عرفانی و اخلاقی پیوند میزند: بسیاری از افراد در راه معنویت، فقط به ظواهر و پوستهها (مانند لباس پشمینهٔ صوفیان یا ادعاهای گزاف) توجه میکنند و از حقیقت و باطن کار بیخبر میمانند.
مصراع اول، «جمله جستی باز ماندی از همه»، به این تناقض اشاره دارد که حرص برای به دست آوردن «همه چیز»، به از دست دادن «همه چیز» منجر میشود. این فرد، مانند آن خاتون، به خیال رسیدن به لذت کامل، جان خود را از دست داد. مصراع دوم، «صید گرگانند این ابله رمه»، این افراد را به گلهای نادان تشبیه میکند که به دلیل همین سطحینگری و پیروی کورکورانه از امیال، به آسانی شکار گرگهای راهزن (شیاطین، نفس اماره، یا مدعیان دروغین) میشوند. پیام اصلی این است که درک ناقص و اکتفا به ظاهر، خطری مهلک است و انسان را از حقیقت دور و آسیبپذیر میکند.
- جمله
- همه، تمام، کلیت یک چیز
- جستی
- از مصدر «جستن»؛ جستجو کردی، طلب کردی
- باز ماندی
- محروم شدی، عقب ماندی، جا ماندی
- رمه
- گله، گروهی از حیوانات (معمولاً گوسفند)
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.