Lesen Buch 6 Der Rest der Geschichte des armen Mannes, der ohne Arbeit seinen Lebensunterhalt suchte Vers 1901

M6:1901 — رزق ما در کاس زرین شد عقار / وآن سگان را آب تتماج و تغار

رزق ما در کاس زرین شد عقاروآن سگان را آب تتماج و تغار
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:1901

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: رزق ما (عارفان) شرابی گواراست در جامی زرین؛ اما آن سگان دنیاپرست را آب آش تتماج و کاسه‌ای گلی است. معنا: مولانا در این بیت می‌گوید که روزی و نصیب اهل معرفت و عاشقان حق، از جنس معنوی و فاخر است، در حالی که نصیب دنیاپرستان و کسانی که به مادّیات دل بسته‌اند، حقیر و بی‌ارزش است، و این نشانی از عدل الهی در تقسیم روزی‌هاست.

شرح

این بیت در ادامهٔ سخن از عدل و قهر الهی می‌آید؛ از آن عدل آشکار که هر موجودی را با آنچه درخور اوست جفت کرده و رزق مناسبش را فراهم آورده است. مولانا، گویی از زبان خداوند، این حقیقت را بازگو می‌کند: «رزق ما در کاس زرین شد عقار.» «ما» اشاره به عارفان، اولیا و سالکان راه حق است. «عقار» به معنای شراب است و «کاس زرین» جام پرشرابی که در نهایت لطافت و ارزش است. این کنایه از رزق معنوی، گوارا و گران‌بهایی است که خداوند برای جان‌های بلند فراهم آورده است؛ همان لذات معرفت، کشف و شهود که برای اهل سلوک، نعمتی بی‌کران است.

در مقابل، می‌فرماید: «وآن سگان را آب تتماج و تغار.» «سگان» تعبیری تند و تحقیرآمیز برای دنیاپرستان و کسانی است که به لذات مادی و زمینی چسبیده‌اند و جانشان از فهم حقایق والاتر عاجز است. «تتماج» و «تغار» هر دو واژه‌هایی ترکی هستند که مولانا به کار برده است. «تتماج» به معنای آش است و «آب تتماج» آب تهِ آشی بی‌مزه که بی‌ارزش‌ترین خوراک به حساب می‌آید. «تغار» نیز همان کاسهٔ گلی بزرگ است که معمولاً برای غذای حیوانات به کار می‌رود. این تصویر نشان می‌دهد که رزق مادی‌پرستان، نه تنها بی‌ارزش و پست است، بلکه ظرف آن نیز حقیر و بی‌مقدار.

من این را بارها گفته‌ام که این تقسیم‌بندی رزق، نه از سر جبر، بلکه از باب «سازمان دادن این عالم» است. خداوند مطابق «خو» و طبعی که به هر موجودی داده، رزق او را مناسب و درخور همان خو فراهم کرده است: «لایق آنکه بدو خو داده‌ایم / درخور آن رزق بفرستاد، رزق بفرستاده‌ایم.» برخی را عاشق نان کرده و برخی را مست جانان. این تفاوت در استعداد و کشش، نه ناعادلانه است و نه جبری به معنای سلب اختیار؛ بلکه نظمی حکیمانه در خلقت است. همان‌طور که می‌فرماید: «خوی آن را عاشق نان کرده‌ایم / خوی این را مست جانان کرده‌ایم.»

این نه‌تنها شامل خوراک ظاهری و مادی است، بلکه شامل بهره‌مندی از هر نعمت و حقیقتی می‌شود. رزق شما از قرآن، می‌تواند تکذیب آن باشد، آن‌گونه که قرآن خود می‌گوید: «و تجعلون رزقکم انکم تکذبون.» یا رزق شما از یک گنج، می‌تواند فقط پرداختن به خاک روی آن باشد، نه خود گنج. مولانا در اینجا ما را به «سودای سر بالا» دعوت می‌کند؛ به اینکه بدانیم از هر نعمتی می‌توانیم بهره‌ای والا بگیریم، اگر مقصد و سودای ما، عروج و تعالی باشد. این بیت، ندایی است برای انتخاب مسیر و هویت حقیقی خود: «چون به خوی خود خوشی و خرمی / پس چه از درخور خوی‌ات می‌رمی / مادگی خوش آیدت چادر بگیر / رستمی خوش آمدت خنجر بگیر.» یعنی هر کس باید بنا بر طبع و انتخابی که می‌کند، از نعمت‌ها بهره ببرد و به روزی خود قانع باشد، اما با این تفاوت که عارفان، روزی خود را با اراده و اشتهای باطنی، از عالم بالا می‌طلبند و دنیاپرستان، تنها به سفرهٔ زمین چشم دوخته‌اند.

نکات کلیدی

  • عدل الهی روزی و نصیب هر موجودی را مطابق با طبع و استعدادش فراهم می‌آورد.
  • رزق عارفان، معنوی، فاخر و از جنس کشف و شهود است، در حالی که نصیب دنیاپرستان، مادی، حقیر و بی‌مقدار.
  • این تفاوت در رزق، جبری نیست بلکه نظام‌مندی و سازمان‌دهی حکیمانهٔ عالم است.
  • حقیقت هر نعمت، فقط با «سودای سر بالا» و طلب عروج قابل درک و بهره‌برداری است.
  • مولانا ما را به انتخاب آگاهانه مسیر باطنی خود و پی‌جویی رزق درخور آن دعوت می‌کند.

Sources: d6-s42 · 56:54 d6-s42 · 58:29 d6-s42 · 01:00:30 d6-s42 · 01:01:14 d6-s42 · 01:04:19 d6-s42 · 01:05:58 d6-s42 · 01:07:19 d6-s42 · 01:10:32 d6-s42 · 01:24:19

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.