Lesen Buch 6 Die Weisheit in »Ich werde auf der Erde einen Stellvertreter einsetzen« Vers 2160

M6:2160 — پس حکم کرد آتشی را و نکر / تا شود حل مشکل آن دو نفر

پس حکم کرد آتشی را و نکرتا شود حل مشکل آن دو نفر
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:2160

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پس خداوند آتش را فرمان داد و آن را همچون نوکری (داور) گمارد، تا بدین وسیله، گره از کار آن دو خصم گشوده شود. معنا: خداوند برای حل و فصل نزاع میان ابراهیم و نمرود، آتش را حکم قرار داد و آن را به فرمان خود درآورد تا حقیقت آشکار شود.

شرح

این بیت به نقطهٔ اوج داستان نزاع ابراهیم و نمرود اشاره دارد؛ نزاعی که مولانا آن را نه یک حادثهٔ تاریخی صرف، بلکه تجلی‌ای از تضادهای بنیادین در هستی می‌بیند که به معرفت الهی می‌انجامد. تاریخ، از دیدگاه مولانا، صحنهٔ پیکار این اضداد است که از هابیل و قابیل آغاز می‌شود و تا دوران پیامبران بعدی ادامه می‌یابد.

نزاع ابراهیم و نمرود به درازا کشید و «چون درازی جنگ آمد ناخوشش»، خداوند برای فیصله دادن به این کشمکش، آتش را به داوری طلبید. اینجاست که مولانا تعبیر شگفت‌انگیز «حکم کرد آتشی را و نکر» را به کار می‌برد. کلمهٔ «نکر» در لغت‌نامه‌های فارسی یافت نمی‌شود و همین امر موجب اختلاف نظر شارحان شده است. اما من، همچون نیکلسون، بر این گمانم که «نکر» در اینجا تحریفی از «نوکر» است. یعنی خداوند آتش را هم به منزلهٔ خادم خود گماشت و هم آن را به داوری خواند تا این مشکل میان دو طرف حل شود. آتش در این داستان، وسیله‌ای شد در دستان قدرت لایزال الهی؛ خادمی که به فرمان او در خدمت قضاوت قرار گرفت.

مولانا در این بیت و ابیات پیش از آن، تاریخ را همچون سلسله‌ای از این «حکم‌ها» و «داوری‌ها»ی الهی می‌بیند. آتش برای ابراهیم، آب دریا برای موسی و فرعون، صیحه برای ثمود، باد برای قوم عاد، و زمین برای قارون؛ همه اینها نمونه‌هایی از دخالت مستقیم و قاطع خداوند برای حل مشکلات و آشکار کردن حق از باطل‌اند. اینها صرفاً روایات کهن نیستند؛ مولانا به ما می‌آموزد که این موسی و فرعون، این اضداد خیر و شر، در درون هر یک از ماست و نزاعی دائمی در وجود خود ما در جریان است. هر «مشکل» و هر «گرفتاری‌ای» که در تاریخ و در وجود ما رخ می‌نماید، نهایتاً به حکمتی منجر می‌شود و مسیر را برای معرفت الهی هموار می‌کند. این نگاه، تعبیری عمیق‌تر از «تُعرَفُ الأشیاء بأضدادها» است؛ یعنی شناسایی حقیقت از طریق رویارویی با ضد آن.

این آتش نه فقط ابزار داوری بود، بلکه خود شاهدی قاطع بر حقیقت ابراهیم و کذب نمرود. ابراهیم در میان شعله‌ها نسوخت و این اعجازی بود که حقانیت او را فریاد زد. پس، از دید مولانا، تمام این رخدادهای تاریخی، به رغم تلخی‌ها و پیکارها، همگی بستری برای تجلی حکم الهی و پیشبرد معرفت‌اند. این درسی است برای ما که در کشمکش‌های وجودی و اجتماعی خویش، به داوری نهایی خداوند اعتماد کنیم و بدانیم که هر تضادی، می‌تواند راهی به سوی گره‌گشایی و گشایش معرفتی باشد.

نکات کلیدی

  • «نکر» احتمالاً به معنای «نوکر» است؛ آتشی که هم خادم بود و هم داور.
  • این بیت به داوری الهی در نزاع ابراهیم و نمرود اشاره دارد که با آتش فیصله یافت.
  • تاریخ، صحنهٔ پیکار اضداد است که به معرفت الهی می‌انجامد؛ از هابیل و قابیل تا نمرود و ابراهیم.
  • خداوند برای آشکار ساختن حق، از نیروهای طبیعت (آتش، آب، باد، زمین) به عنوان داور استفاده می‌کند.
  • نزاع‌های تاریخی نمونه‌ای از تضادهای درونی انسان هستند که باید در خویشتن جستجو شوند.
  • هر دشواری و نزاعی می‌تواند به تجلی حکمت الهی و گشایش معرفتی منجر شود.

Sources: d6-s49 · 03:33:32 d6-s49 · 04:08:40 d6-s49 · 05:41:00

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.