Lesen Buch 6 Die Weisheit in »Ich werde auf der Erde einen Stellvertreter einsetzen« Vers 2162

M6:2162 — سالها اندر میانشان حرب بود / چون ز حد رفت و ملولی می‌فزود

سالها اندر میانشان حرب بودچون ز حد رفت و ملولی می‌فزود
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:2162

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: سال‌ها جنگ و ستیز میان آن دو گروه ادامه داشت؛ چون از حد گذشت و خستگی و دل‌سردی فزونی یافت. معنا: این بیت به طولانی شدن جنگ‌ها و اختلافات میان دو دشمن اشاره دارد که در نهایت به ملالت و خستگی طرفین می‌انجامد.

شرح

در مثنوی، تاریخ یک صحنهٔ بزرگ از تضادهاست؛ صحنه‌ای که در آن، حق و باطل، عدل و جور، نور و ظلمت، دائم در ستیزند. این بیت، در پی داستان‌های هابیل و قابیل، ابراهیم و نمرود، و پیش از نبرد موسی و فرعون، به خوبی نشان می‌دهد که این درگیری‌ها، هرچند سخت و خونین، نمی‌توانند تا ابد ادامه یابند. مولانا در اینجا به یک واقعیت روان‌شناختی و تاریخی اشاره می‌کند: هر نبردی، هر چند توجیه‌پذیر، وقتی «چون ز حد رفت»، یعنی از اندازه و توان بشر فراتر رفت، «ملولی می‌فزود» و دل‌زدگی و خستگی فراگیر می‌شود.

من این را بارها گفته‌ام که این اضداد هستند که ما را به معرفت می‌رسانند؛ «تُعرَفُ الأشیاءُ بِأضدادِها». اگر ظلمی نباشد، ما قدر عدالت را نمی‌دانیم. اگر نمرودی نباشد، ابراهیم چگونه ابراهیم می‌شود؟ و اگر فرعونی نباشد، موسی چگونه به رسالت خویش می‌بالد؟ این نبردها، در نگاه مولانا، بستری برای تجلی حقیقت و حکمت الهی‌اند. اما این تجلی بی‌نهایت نیست. وقتی ملالت از حد بگذرد، خداوند خود داور می‌شود و فیصله‌ای می‌آورد. در داستان ابراهیم، آتش به حکمیت می‌نشیند و ابراهیم را نمی‌سوزاند. در داستان موسی، آب دریاست که میان دو فریق حکم می‌کند و موسی و پیروانش را نجات می‌دهد. این ملولی و خستگی، گویی نشانه‌ای الهی است برای پایان یک دوره و آغاز دوره‌ای نو.

اما نکتهٔ عمیق‌تر این است که مولانا این نبردها را فقط به تاریخ بیرونی محدود نمی‌کند. او به ما یادآور می‌شود که «موسی و فرعون در هستی توست». یعنی این تضادها، این «حرب» طولانی، این «ملولی» که از حد می‌گذرد، همه در درون خود ما نیز جاری است. جنگ میان نفس اماره و نفس لوامه، میان عقل و شهوت، میان نور و ظلمت درونی، سال‌ها در ما ادامه دارد. و وقتی این کشمکش درونی به اوج خود می‌رسد و ما را به «ملولی» می‌کشاند، آنجاست که فرصت برای داوری و فیصلهٔ الهی در درونمان فراهم می‌شود. این خستگی از جنگ با خود، نقطهٔ شروع تحول و رسیدن به معرفت حقیقی است.

نکات کلیدی

  • تاریخ، صحنه‌ای از تضادهای دائمی بین حق و باطل است که به معرفت الهی می‌انجامد.
  • هیچ نبردی تا ابد ادامه نمی‌یابد؛ وقتی نزاع از حد بگذرد، ملال و خستگی فراگیر می‌شود.
  • «ملولی» یا خستگی از طولانی شدن درگیری‌ها، خود نشانه‌ای الهی برای پایان یک دوره و آغاز فصل نو است.
  • داوری‌های الهی در تاریخ (چون آتش برای ابراهیم یا دریا برای موسی)، پاسخی به این فراتر رفتن از حد و خستگی‌اند.
  • این تضادها و نبردهای بیرونی، آیینه‌ای از جنگ‌های درونی ما بین نفس و عقل‌اند که در نهایت به تحول می‌انجامند.

Sources: d6-s49 · 03:33:32 d6-s49 · 04:08:40 d6-s49 · 05:41:00

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.