Lesen Buch 6 Die Weisheit in »Ich werde auf der Erde einen Stellvertreter einsetzen« Vers 2167

M6:2167 — هم نکر سازید بر قارون ز کین / در حلیمی این زمین پوشید کین

هم نکر سازید بر قارون ز کیندر حلیمی این زمین پوشید کین
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:2167

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: خداوند همچنین زمین را به عنوان وسیله‌ای (نکر) بر قارون زیرک گماشت؛ زیرا این زمین در عین بردباری خود، کینه‌ای (خشمی) پنهان کرده بود. معنا: این بیت بیان می‌کند که چگونه خشم و ارادهٔ الهی می‌تواند ماهیت اشیا را دگرگون کند، به گونه‌ای که حتی زمینِ آرام و بردبار، در برابر قارون ستمگر، به ابزار قهر و انتقام بدل شد.

شرح

مولانا در این بخش از مثنوی، تاریخ را صحنه‌ای برای تضادهایی می‌بیند که در نهایت به معرفت الهی می‌انجامند؛ تقابل هابیل و قابیل، موسی و فرعون، و اینجا قارون و زمین. او در این بیت، به سرنوشت قارون اشاره می‌کند، آن ثروتمندِ مغرور که به قهر الهی در زمین فرو رفت. من معتقدم که این بیت درس مهمی در باب دگرگونی ماهیت اشیا در برابر ارادهٔ باری‌تعالی به ما می‌دهد.

کلمهٔ «نکر» در این بیت، محل اختلاف شارحان مثنوی است، چرا که در لغت‌نامه‌ها یافت نمی‌شود. من با نیکلسون، شارح انگلیسی مثنوی، هم‌نظرم که «نکر» در اینجا همان «نوکر» است، به معنای خادم و ابزار. یعنی خداوند، زمین را به مثابهٔ ابزاری برای اجرای قهر خود علیه قارون هوشمند و زیرک به کار گرفت.

نکتهٔ کلیدی در اینجا «حلیمی» زمین است. زمین همواره نماد فروتنی و بردباری است؛ ما بر آن پای می‌نهیم، لگد می‌زنیم، و او دم برنمی‌آورد. همان‌طور که در جایی گفته‌اند: «در خاک بی‌لقان برسیدم به زاهدی گفتم مرا به تربیت از جهل پاک کن گفتا برو چو خاک تحمل کن ای فقیه یا هر چه خوانده‌ای همه در زیر خاک کن»

اما مولانا می‌گوید که همین زمینِ حلیم و صبور، در درون خود «کین» پنهان کرده بود؛ کینه‌ای که با امر الهی فعال شد. این «کین» به معنای خشم و انتقام است. یعنی خداوند، در لحظهٔ قهر خود، حلم زمین را به خشم بدل ساخت. این همان نکته‌ای است که بارها بر آن تأکید کرده‌ام: اگر قهر الهی به چیزی تعلق گیرد، ماهیت آن چیز دگرگون می‌شود.

من قبلاً هم به نمونه‌هایی از این دست اشاره کرده‌ام: نانی که ستون تن و مایهٔ دفع گرسنگی است، اگر قهر حق در آن نهفته باشد، مانند «خناق» گلوی انسان را می‌گیرد و او را خفه می‌کند. یا لباس گرمی که «مجیر» (پناه‌دهنده) از سرماست، اگر ارادهٔ الهی بر آن تعلق گیرد، می‌تواند «مزاج زمهریر» بیابد و شخص را از سرما بلرزاند. اینها نشان می‌دهند که اشیا در ذات خود دارای کیفیات ثابتی نیستند، بلکه این ارادهٔ خداوند است که بر آنها جاری می‌شود و در مواقعی، جوهر آنها را تغییر می‌دهد. زمینِ بردبار، به بلعندهٔ قارون بدل شد.

داستان قارون در قرآن آمده است که او به همراه ثروتش در زمین فرو رفت. حافظ نیز در این باب می‌فرماید: «گنج قارون که فرو می‌رود از قهر هنوز خوانده باشی که هم از غیرت درویشان است» حافظ به «غیرت درویشان» اشاره می‌کند که در اینجا منظور همان غیرت موسی است. اشارهٔ حافظ به «هنوز فرو می‌رود» نیز حکایت از این دارد که گذشتگان معتقد بودند گنج قارون در زمین روان است و همیشه در اعماق بیشتری فرو می‌رود. مولانا نیز با این بیت، همان پیام را می‌رساند: هیچ چیز از قهر الهی در امان نیست، و حتی طبیعت در برابر عظمت او، ابزاری بیش نیست.

نکات کلیدی

  • قهر الهی می‌تواند ماهیت اشیاء را دگرگون کند و آنها را به ابزار خویش بدل سازد.
  • زمین که نماد فروتنی و بردباری است، می‌تواند در برابر ستم و غرور قارون، به ابزار انتقام الهی بدل شود.
  • سرنوشت قارون، هشداری است در باب غرور و ثروت‌اندوزی که مستعد قهر الهی است.
  • مولانا حوادث تاریخی را تجلی‌گاه تضادهایی می‌داند که به معرفت ربانی می‌انجامد.

Sources: d6-s49 · 04:08:40 d6-s49 · 05:41:00 d6-s49 · 05:56:30

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.