Lesen Buch 6 Die Weisheit in »Ich werde auf der Erde einen Stellvertreter einsetzen« Vers 2168

M6:2168 — تا حلیمی زمین شد جمله قهر / برد قارون را و گنجش را به قعر

تا حلیمی زمین شد جمله قهربرد قارون را و گنجش را به قعر
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:2168

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تا آنکه بردباری زمین یکسره به خشم بدل شد، قارون را با گنج‌هایش به قعر زمین فرو برد. معنا: این بیت به داستان قارون اشاره دارد؛ چگونه زمین، با همهٔ صبوری‌اش، به فرمان الهی به قهر و خشم تبدیل شد و او و ثروتش را به عمق خود کشید. این نشان می‌دهد که صبر طبیعت نیز در مواجهه با طغیان، حدّی دارد و می‌تواند به مجازات الهی بدل شود.

شرح

من اینجا به این بیت می‌رسم که مولانا در ادامهٔ بحث از نزاع اضداد و داوری‌های الهی در تاریخ می‌آورد: «تا حلیمی زمین شد جمله قهر / برد قارون را و گنجش را به قعر». این بیت اوج داستان قارون و فرجام کار اوست که خود یکی از آن تضادهای تاریخی‌ست که مولانا بدان اشاره دارد؛ تضاد میان حق و باطل، طغیان و تسلیم.

در بحث‌های پیشین، دیدیم که چگونه خداوند برای فیصله دادن به نزاع‌هایی چون ابراهیم و نمرود، و موسی و فرعون، عناصر طبیعت را داور می‌سازد؛ گاه آتش، گاه آب دریا. در اینجا نوبت زمین است. زمین، این خاک متواضع و بردبار که انسان‌ها بر آن قدم می‌نهند و بارها را بر آن می‌نهند، نماد تحمل و حلم است. من همواره این تعبیر را دوست داشته‌ام که انسان باید چون خاک باشد در تواضع و بردباری. اما همین خاک حلیم نیز، به فرمان الهی، می‌تواند کین بپوشد و به قهر بدل شود. مولانا می‌گوید «در حلیمی این زمین پوشید کین». یعنی زمین در عین حال که حلیم است، کینهٔ الهی را در خود نهان کرده و فرصت بروز می‌جوید.

این همان سرنوشت قارون است که قرآن کریم نیز از آن یاد می‌کند: «فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ» (قصص، ۸۱). خداوند او و خانه‌اش را به زمین فرو برد. قرآن تصویری شگفت از ثروت قارون می‌دهد؛ کلیدهای گنجینه‌های او آنقدر سنگین بود که جمعی نیرومند از مردان باید آنها را حمل می‌کردند: «إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ» (قصص، ۷۶). این ثروت عظیم، او را به طغیان و تکبر در برابر موسی کشاند و سرانجام زمین او را بلعید. این فرو رفتن در زمین، صرفاً یک حادثهٔ فیزیکی نیست؛ تجلی قهر الهی‌ست که از حلم زمین پدیدار می‌شود.

این «قهر» و غضب الهی، نکته‌ای کلیدی در مثنوی است. آنجا که خداوند بخواهد با کسی درافتد، نعمت‌ها را به نقمت تبدیل می‌کند. لقمهٔ نان که مایهٔ قوام تن است، می‌تواند به خناق تبدیل شود و گلو بگیرد. لباس گرم که پناه‌دهنده از سرماست، می‌تواند مزاج زمهریر بیابد و جان را سرد کند. اینجا نیز، زمین حلیم می‌تواند قهرآلود شود. اینها نشان از سیالیت و متغیر بودن جهان ماست، و اینکه هیچ چیز در این جهان بر امان نیست. تقدیر و مشیت الهی بر همه چیز احاطه دارد و حتی عناصر پایدار طبیعت نیز می‌توانند ابزار قهر او گردند.

و البته، حافظ نیز به گنج قارون اشاره می‌کند، اما با لحنی دیگر: «گنج قارون که فرو می‌رود از قهر هنوز / خوانده باشی که هم از غیرت درویشان است». آنجا غیرت درویشان و به‌خصوص غیرت موسی، عاملِ این فرو رفتن است؛ اما در نگاه مولانا، این قهر الهی‌ست که در حلیم‌ترین پدیدهٔ هستی، یعنی زمین، تجلی می‌یابد و او را به کام می‌کشد. در هر دو نگاه، فرجام طغیان‌گران یکی‌ست: فرو رفتن در قعر عدم. و جالب است که گذشتگان معتقد بودند این گنج قارون در زمین «روان» است، یعنی هنوز هم در اعماق زمین حرکت می‌کند، گویی که این قهر الهی همچنان در حال سیر و فعال است.

نکات کلیدی

  • زمین نماد حلم و بردباری‌ست، اما به فرمان الهی می‌تواند به قهر و انتقام بدل شود.
  • سرنوشت قارون نشان می‌دهد که ثروت و قدرت مادی، وقتی به طغیان منجر شود، به وسیلهٔ خودِ طبیعت نابود خواهد شد.
  • قهر الهی می‌تواند نعمت‌ها را به نقمت تبدیل کند و حتی پایدارترین عناصر طبیعی را به ابزار مجازات مبدل سازد.
  • این بیت تجلی داوری الهی را در تاریخ و فرجام طغیان‌گران را از نگاه مولانا به تصویر می‌کشد.

Sources: d6-s49 · 05:41:00 d6-s49 · 05:56:30

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.