Lesen Buch 6 Die Geschichte von den Nachtdieben, in die Sultan Mahmud nachts hineingeriet und sagte: »Ich bin einer von euch«, und so ihre Verhältnisse erfuhr, usw. Vers 2828

M6:2828 — هم‌چو مجنون بو کنم من خاک را / خاک لیلی را بیابم بی‌خطا

هم‌چو مجنون بو کنم من خاک راخاک لیلی را بیابم بی‌خطا
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:2828

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: همچون مجنون، من خاک را می‌بویم و خاک لیلی را بی‌هیچ خطایی می‌یابم.

معنا: این بیت از زبان دزدی که در داستان آمده، توانایی خاص او را در تشخیص چیزهای پنهان با بو کشیدن بیان می‌کند. او می‌گوید که می‌تواند با حس بویایی خود، همانند مجنون که بوی خاک لیلی را تشخیص داد، حقیقت‌های نهان را از ظاهر آنها بازشناسد.

شرح

این بیت، که از زبان یکی از «دزدان شب» در حکایت سلطان محمود و دزدان نقل می‌شود، حکایتی‌ست از یک حس خاص و موهبتی شگرف: توانایی بو کشیدنِ حقیقت از دلِ ظاهر. همان‌طور که بارها تأکید کرده‌ام، مولانا هرگز قائل به جهانِ وارونه و کج‌معوج نیست؛ او بر این باور است که اگر کجی می‌بینیم، کج‌بینی از ماست. از این رو، هر توانایی خاصی که بتواند پرده‌ها را بدرد و ما را از پندار به دیدار برساند، در مثنوی ستوده می‌شود.

این دزد که خود را با واژهٔ «بوبینی» توصیف می‌کند، مدعیِ نوعی «عرفان شمّی» است. ما در زبان فارسی «بو را با شنیدن» به کار می‌بریم، می‌گوییم «بوی خبری را شنیدم»، اما «بوبینی» تعبیری‌ست که مولانا به‌کار برده تا بر این گشودگیِ حواس و هم‌افزایی آن‌ها دلالت کند. او «فرهنگ» خود (به معنای هنر و مهارت) را در بو کشیدنِ خاک‌ها می‌داند؛ اینکه از بوی خاک بفهمد زیر آن چیست، چه معدنی نهفته است و آدمی از چه طینتی است. این همان سرّی است که در حدیث «الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه» نهفته است؛ مردم همچون معدن‌های طلا و نقره‌اند و این عارف شمّی می‌تواند جوهر درونی آن‌ها را، ورای صورت خاکی‌شان، دریابد.

برای توضیح این حس شگرف، مولانا به دو داستان اساسی در فرهنگ ما تکیه می‌کند: اول داستان مجنون و لیلی. مجنون که پس از مرگ لیلی از نشان قبر او محروم شده بود، با بو کشیدنِ خاکِ قبرها، بوی تربت یار را بازشناخت و همانجا جان سپرد. این اوجِ وفای عاشق است که حسِ بویایی‌اش به جای چشمش می‌نشیند و نادیدنی را می‌بیند و نایافتنی را می‌یابد. حسِ مجنون، حسِ جوهرگراست؛ حسِ کسی است که می‌داند «اصل» کجاست و «فرع» کدام است و می‌تواند از طریق فرع، به اصل دست یابد. این همان چیزی است که ما در جهان مدرن از دست داده‌ایم و جز ظاهر را نمی‌بینیم.

دوم، مولانا به داستان یوسف و یعقوب اشاره می‌کند. همان پیراهن یوسف که بوی او را به یعقوب نابینا رساند و نورِ چشمِ او شد: «انی لاجد ریح یوسف لولا ان تفندون.» یعقوبِ عارف‌مسلک، از بوی پیراهن، حضورِ غایب را ادراک می‌کند. خود مولانا نیز در اوایل مثنوی از همین تمثیل استفاده می‌کند و می‌گوید: «این نفس جان دامنم برتافته است / بوی پیراهان یوسف یافته است»؛ یعنی او هم بوی شمس را، بوی یار را، از دور می‌یابد. این بو، بوی حضور است، بوی «وصل» است، نه بوی «فراقِ» کامل. حتی در غیبت، حضور از راه بویایی خود را نشان می‌دهد و این نشانی از «وصلِ پنهان» است.

سرانجام، مولانا به روایت منسوب به پیامبر اکرم (ص) اشاره می‌کند که فرمودند: «من بوی خدا را از یمن می‌شنوم.» این اشاره‌ای‌ست به اویس قرنی، آن عاشقِ بی‌قرارِ یمنی که پیامبر را ندید اما عشقش به او، بویی از حقیقت الهی را به مشام پیامبر رساند. این «حکمت یمانی» که میرداماد و دیگران آن را در مقابل «حکمت یونانی» قرار دادند، یعنی حکمتی که از وحی و الهام و دل‌بردگی نسبت به حق سرچشمه می‌گیرد، نه از عقلِ صرف. در واقع، این بو کشیدن و «بوبینی»، تجلیِ «رازشناسی» و «عرفان» است. عارف کسی است که بو می‌برد، نه کسی که فقط می‌اندیشد. این حواس لطیف و گشوده، پلی است میان این عالمِ با صورت و آن عالمِ بی‌صورت. او می‌تواند از خاکِ تن، روح را دریابد؛ از ظاهر، باطن را؛ و از پاره‌ای کوچک، کلّی عظیم را.

نکات کلیدی

  • حس بویایی در این بیت نمادی از شهود و عرفان است که حقایق پنهان را از ظواهر درمی‌یابد.
  • توانایی 'بوبینی' یا 'دیدن با بو' نشان‌دهندهٔ گشودگی و هم‌افزایی حواس عارفانه است.
  • داستان مجنون و لیلی مثال اعلای وفاداری عاشق است که حس بویایی‌اش جای چشمش می‌نشیند.
  • ارجاع به یوسف و یعقوب و پیامبر و یمن، بر این نکته تأکید دارد که 'بو' می‌تواند پل ارتباطی با حضور غایب و حقایق الهی باشد.
  • این بینش در تقابل با فلسفهٔ صِرف قرار می‌گیرد و بر حکمتی مبتنی بر الهام و عشق تأکید دارد.
  • عارف کسی است که 'بو' می‌برد، یعنی جوهر و حقیقت را از ورای صورت و ظاهر می‌شناسد.

Sources: d6-s65 · 04:24:48 d6-s65 · 03:11:50 s09 [04:40] s10 [01:00:21]

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.