Lesen Buch 6 Die Geschichte von Abd al-Ghauth und wie die Feen ihn entführten und er jahrelang unter ihnen lebte, und wie er nach Jahren in die Stadt kam und seine Kinder wiederfand, aber aus Zugehörigkeit und Seelenverwandtschaft mit den Feen nicht auf sie verzichten konnte. Vers 2999

M6:2999 — طعمه‌جوی و خاین و ظلمت‌پرست / از پنیر و فستق و دوشاب مست

طعمه‌جوی و خاین و ظلمت‌پرستاز پنیر و فستق و دوشاب مست
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:2999

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن که پیِ طعمه‌های حقیر است، خیانت‌کار است و دوست‌دار تاریکی، از مستی پنیر و پسته و شیره (چون موش) از خود بی‌خود گشته است. معنا: این بیت خصلت‌های پست و حیوانی را توصیف می‌کند؛ کسانی که غرق در شهوات فرومایه و لذت‌های مادی‌اند، مانند موشی که اسیر پنیر و پسته و دوشاب است، به تاریکی و خیانت گرایش می‌یابند.

شرح

مولانا در این بیت، با زبانی تمثیلی اما دقیق، به توصیف خوی و سرشت فرومایه‌ای می‌پردازد که در انسان نیز امکان بروز دارد. این بیت بخشی از یک بحث کلان‌تر است که مولانا در آن به تمایز خصلت‌های علوی (مانند جبرئیل) و سفلی (مانند خر و موش) می‌پردازد. او نمی‌خواهد تنها به شرح حال موش بپردازد؛ بلکه هدفش ترسیم خوی "موش‌صفت" در آدمی است.

فردی که «طعمه‌جوی» است، یعنی همیشه در پی بهره‌برداری‌های کوچک و حقیر از هر موقعیتی است، فارغ از اینکه چه پیامدهایی دارد. او «خائن» است، زیرا وفاداری و تعهد در مقابل منافع حقیر دنیوی رنگ می‌بازد. و سرانجام، او «ظلمت‌پرست» است؛ نه تنها به تاریکی‌های مادی، بلکه به تاریکی‌های جهل و غفلت و نیستی متمایل می‌شود، زیرا این تاریکی‌ها بستر مناسبی برای پنهان کردن طعمه‌جویی و خیانت اوست.

این سه صفت، یعنی طعمه‌جویی، خیانت و ظلمت‌پرستی، همگی معلول یک چیزند: «از پنیر و فستق و دوشاب مست». پنیر، فستق (پسته) و دوشاب (شیره) در اینجا نماد لذت‌های حقیر و شهوات مادی هستند که انسان را از خود بی‌خود می‌کنند. این مستی، مستی شراب نیست، بلکه مستی غرق شدن در مطامع پست است که بصیرت را از فرد می‌گیرد و او را از مسیر حقیقت و شرافت منحرف می‌سازد. دقیقاً مانند موشی که با دیدن این خوراکی‌ها، از همه چیز غافل شده و تنها به دست آوردن آنها می‌اندیشد. این «مستی» همان چیزی است که انسان را از «سبک‌روحی» و پرواز جبرئیل‌وار دور می‌کند و به «آخور» می‌کشاند.

مولانا در پی این بیت، مثال "باز اشهب" را می‌آورد که خود تاییدی بر همین معناست. باز اشهب، شاهین سفید و نجیب، نمادی از انسان‌های دارای پتانسیل بلندپروازی و معرفت است. اما اگر همین باز اشهب، «خوی موش» یابد و به طعمه‌جویی و ظلمت‌پرستی آلوده شود، حتی موش‌ها نیز از او ننگ خواهند داشت. این بیانگر سقوط و انحطاطی است که در انتظار موجودی است که خوی اصلی و شریف خود را رها کرده و به خصلت‌های پست‌تر آلوده می‌شود.

این تحول خوی از شریف به پست، در قصه هاروت و ماروت نیز به وضوح دیده می‌شود، آنجا که فرشتگان به زمین می‌آیند و خوی بشری پیدا می‌کنند و دچار گناه می‌شوند. مهم نیست که جزئیات آن قصه چیست یا اختلاف مفسران در آن چقدر است؛ نکته‌ی اساسی برای مولانا این است که خوی و سرشت موجودات قابل تغییر است و آنچه باعث سقوط و حضیض می‌شود، روی آوردن به مطامع پست و دنیاپرستی است، همانند موشی که از پنیر و پسته مست و مدهوش است.

نکات کلیدی

  • بیت موش را نماد انسان‌های اسیر شهوات فرومایه و لذت‌های مادی معرفی می‌کند.
  • طعمه‌جویی، خیانت، و ظلمت‌پرستی خصلت‌هایی‌اند که از مستی لذات پست ناشی می‌شوند.
  • خوی و سرشت انسان (و هر موجودی) می‌تواند از شریف به پست دگرگون شود؛ این تحول، عامل سقوط و انحطاط است.
  • فرو رفتن در مطامع دنیوی، بصیرت را از بین می‌برد و انسان را از مسیر حقیقت منحرف می‌کند.
  • حتی موجودات نجیبی چون باز اشهب، اگر خوی موش بگیرند، به ورطه پستی درمی‌افتند.

Sources: d6-s67 · 01:00:56 d6-s67 · 01:02:20 d6-s67 · 01:03:02

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.