Lesen Buch 6 Der Vermittler verteilt im gesamten Stadtgebiet von Täbris und sammelt eine kleine Summe. Der Fremde geht zum Grab des Muhtasibs, um es zu besuchen, und erzählt diese Geschichte am Grabe als Klagegesang. Bis zum Ende. Vers 3283

M6:3283 — نیم ذره طیرگی و خشم نی / غیر مهر و رحم و آب چشم نی

نیم ذره طیرگی و خشم نیغیر مهر و رحم و آب چشم نی
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:3283

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: حتی یک ذره کدورت خاطر یا خشم در او نبود؛ جز مهر و رحمت و اشک چشمانش چیزی در او دیده نمی‌شد.

معنا: در آن لحظه حساس، در وجود موسی هیچ نشانی از کدورت یا خشم به چشم نمی‌خورد. تمام وجود او را تنها مهربانی، شفقت و اشک‌های از سر ترحم فرا گرفته بود.

شرح

این بیت، نگاره‌ای بی‌بدیل از سیرت پیامبران و معیار شایستگی برای نبوت را به دست می‌دهد. مولانا در اینجا ماجرای چوپانی موسی پیش از کلیم‌الله شدنش را روایت می‌کند؛ آنجا که بره‌ای از رمه می‌گریزد و موسی، با خستگی تمام، تا شب به دنبال او می‌دود. در این لحظه، که بره از فرط ماندگی از پا می‌افتد، موسی فرصت دارد خستگی و خشم مشروع خود را بر سر این حیوان مظلوم خالی کند. اما چه می‌بینیم؟

همان‌طور که مولانا می‌فرماید: «نیم ذره طیرگی و خشم نی / غیر مهر و رحم و آب چشم نی». این تعبیر «تیرگی و خشم» بسیار پرمعناست. «تیرگی» اینجا به معنای کدورت، تیرگی عقل یا ظلمت نفس است که همراه خشم می‌آید. سعدی نیز می‌فرماید: «دو چیز تیره عقل است: دم فروبستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی». این تیرگی عقل، آدمی را به تصمیمات نابخردانه و اعمال انتقام‌جویانه می‌کشاند. اما موسی، این تندی طبع را که در او بود، تماماً مهار می‌کند. با اینکه در اوج عصبانیت و خستگی‌ست، به جای سرزنش یا تنبیه، با مهر و رحمت گرد از بره می‌فشاند، پشت و سرش را می‌مالد و چون مادری مهربان، او را در آغوش می‌گیرد.

من قویاً معتقدم اینجاست که خدا با ملائک خود سخن می‌گوید: «با ملائک گفت یزدان آن زمان / که نبوت را همی‌زیبد فلان». این نه فقط شایستگی موسی، که معیار نبوت برای همه پیامبران است. پیامبران، «رحمت للعالمین» هستند و باید سعه صدر داشته باشند، همان «الم نشرح لک صدرک» قرآنی. آن‌ها باید تلخی‌ها و درشتی‌ها را تحمل کنند، هضم کنند و در برابر بدی‌های دیگران، به جای انتقام، مهر و شفقت نشان دهند. این داستان نشان می‌دهد که پیامبران نیز امتحان‌های خود را پس می‌دهند و با چنین رحمتی، سرفراز از این آزمون‌ها بیرون می‌آیند. این همان ظرفیت بی‌کرانی است که پیشوایی جهان را برای ایشان میسر می‌سازد.

نکات کلیدی

  • شایستگی برای رهبری معنوی، از جمله نبوت، در توانایی مهار خشم و غلبه بر رنجش‌های شخصی ریشه دارد.
  • رحمت، مهرورزی و شفقت، صفاتی اساسی هستند که پیامبران را از انسان‌های عادی متمایز می‌کنند.
  • «تیرگی» (کدورت خاطر و ظلمت نفس) که همراه خشم می‌آید، حجابی بر عقل و مانعی بر راه سلوک است.
  • سعه صدر و گنجایش روحی برای تحمل درشتی‌ها و تلخی‌ها، نشانه ظرفیت عظیم وجودی انسان است.
  • امتحانات الهی، حتی در مورد پیامبران، جنبه‌ای از مسیر رشد و تأیید شایستگی آنان را تشکیل می‌دهد.

Sources: d6-s73 · 59:35:35 d6-s73 · 01:04:44

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.