Lesen Buch 6 In der Erklärung, dass dieser Hochmut nicht nur dem Inder eigen war, sondern dass jeder Mensch in jeder Phase einem solchen Hochmut unterliegt, außer dem, den Allah bewahrt hat. Vers 333

M6:333 — گفت پیغامبر که جنت از اله / گر همی‌خواهی ز کس چیزی مخواه

گفت پیغامبر که جنت از الهگر همی‌خواهی ز کس چیزی مخواه
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:333

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پیامبر فرمود که اگر بهشت را از سوی خداوند می‌خواهی، پس از هیچ کس چیزی درخواست نکن.

معنا: این بیت از قول پیامبر اسلام نقل می‌کند که اگر کسی خواهان رسیدن به بهشت الهی است، نباید از هیچ موجودی جز خدا چیزی طلب کند، چه از نظر مادی و چه معنوی، و به خودکفایی و بی‌نیازی از دیگران روی آورد.

شرح

مولانا، در ادامهٔ بحث پیشین خود که انسان را از اینکه همچون جنازه‌ای بار دوش دیگران باشد برحذر می‌داشت، اکنون کلام خود را به فرموده‌ای از پیامبر اکرم (ص) مستند می‌کند و از زبان ایشان نقل می‌آورد که: «گفت پیغمبر که جنت از اله / گر همی‌خواهی ز کس چیزی مخواه». این توصیه نبوی، به‌ظاهر، راهنمایی برای سلوک اجتماعی و فردی است؛ اینکه آدمی بار خود بر دوش خود بَرَد و از طلب کردن و آویزان شدن به این و آن پرهیز کند. درواقع، استقلال فردی و خوداتکایی را ارج می‌نهد و این همان رویهٔ رفیعی است که عارفان و اولیا به آن متصف بوده‌اند. همان‌طور که دیدیم، مولانا خود این را به حاکمان مستبد تشبیه می‌کند که همچون جنازه بر دوش مردم سوارند و بارشان را بر خلق می‌اندازند. این فرمودهٔ پیامبر، فرد را به چنان کمالی می‌رساند که حتی اگر تازیانه‌اش از دست بیفتد، خود پیاده شود و آن را بردارد، نه اینکه از دیگری بخواهد.

اما سخن مولانا، همان‌طور که غالباً چنین است، رویه‌ای باطنی و لایه‌ای عمیق‌تر نیز دارد. این «چیزی مخواه» فقط به معنای ترک درخواست از خلق نیست، بلکه می‌تواند به ترک طلب حتی از حق نیز اشاره کند؛ یعنی مقامی که سالک از درخواست کردن از خدا هم فراتر می‌رود. این البته ممکن است در نگاه اول خلاف شریعت به نظر آید، زیرا دعا جوهر عبادت است. اما مولانا خود در دفتر سوم مثنوی، این نکته را روشن می‌کند و از دو دسته از اولیای الهی سخن می‌گوید:

یک دسته آنانی که «اهل دعا» هستند، یعنی دائم می‌دوزند و می‌درند، از خدا چیزی می‌خواهند و چیزی را نمی‌خواهند؛ وضع را تغییر می‌دهند یا تغییرش را طلب می‌کنند. اینها پیوسته در حال عرض نیاز و خواهش از پروردگارند.

اما دستهٔ دوم، قومی دیگرند که «زبانشان بسته باشد از دعا». اینان به مقام «رضا» رسیده‌اند؛ آنچنان به قضای الهی راضی و تسلیمند که هر چه از سوی حق رسد، خوش می‌دارند و در آن ذوقی خاص می‌بینند. برای ایشان، طلب کردنِ رهایی از قضا، کفر می‌نماید. آنان چنان حسن ظنی به خداوند غنی دارند که هرگز جامهٔ کبودِ شکوه و گله نمی‌پوشند. این مقام رضا، بالاترین مرتبهٔ سلوک است که در آن، حتی دعای خیر و طلب بهبود نیز نوعی اعتراض به مشیت حق تلقی می‌شود. در اینجاست که انسان از هرگونه «خواستن»ی آزاد می‌شود و تماماً تسلیم ارادهٔ مطلق الهی می‌گردد. این همان اوج بی‌نیازی است که حتی از نیاز به نیاز کردن نیز رهایی می‌یابد. بنابراین، «چیزی مخواه» هم در سطح ظاهری خود بر خوداتکایی و عزت نفس تأکید دارد، و هم در وجه باطنی‌اش به مقام رفیع رضایت کامل و تسلیم محض در برابر ارادهٔ پروردگار اشاره می‌کند.

نکات کلیدی

  • بیت، توصیه‌ای نبوی برای خوداتکایی و عزت نفس است؛ حتی از کوچک‌ترین کمک دیگران نیز بی‌نیاز باشیم.
  • مولانا این خوداتکایی را در مقابل رفتار حاکمان مستبد قرار می‌دهد که بار خود را بر دوش مردم می‌اندازند.
  • «چیزی مخواه» دو لایه معنایی دارد: ظاهراً ترک طلب از خلق، و باطناً ترک طلب حتی از حق.
  • در مقام باطنی، این توصیه به «مقام رضا» اشاره دارد، جایی که سالک چنان تسلیم اراده الهی است که زبانش از دعا نیز بسته می‌شود.
  • مولانا دو نوع اولیای الهی را معرفی می‌کند: دستهٔ اهل دعا و دستهٔ اهل رضا که در همه حال به قضای الهی راضی‌اند.
  • بالاترین مرحلهٔ سلوک، رهایی از هرگونه «خواستن» است، حتی درخواست از خدا، چرا که در آن مقام، هر خواسته‌ای نوعی اعتراض به مشیت حق تلقی می‌شود.

Sources: d6-s09 · 00:06:25 d6-s09 · 00:08:20

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.