Lesen Buch 6 Die Verurteilung des Propheten Yusuf (Friede sei mit ihm) zu mehreren Jahren Gefängnis, weil er Hilfe von jemand anderem als Gott suchte und sagte: »Erwähne mich bei deinem Herrn«, mit seiner Begründung. Vers 3472

M6:3472 — آن چه سرمه‌ست آنک یزدان می‌کشد / کز پس صد پرده بیند جان رشد

آن چه سرمه‌ست آنک یزدان می‌کشدکز پس صد پرده بیند جان رشد
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:3472

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن سرمه‌ای که خداوند بر چشم می‌کشد، همان است که جان را قادر می‌سازد تا از پس صد پرده، راستی و رشد را ببیند. معنا: این بیت اشاره دارد به موهبت الهی بینش درونی که به جان اجازه می‌دهد حقیقت و مسیر درست را فرای ظواهر و حجاب‌های پنهان، درک کند.

شرح

این بیت، از ظرایف و لطایف معرفت‌شناسی مولاناست که به بینش و بصیرت الهی اشاره دارد. اینجا مولانا از «سرمه‌ای» سخن می‌گوید که تنها یزدان بر دیدهٔ جان می‌کشد. این یک موهبت است، نه کوششی بشری صرف؛ اگرچه آمادگی انسان برای دریافت آن، بی‌تردید مهم است. این سرمهٔ الهی، آن چیزی است که به جان آدمی قدرتی می‌بخشد تا فراتر از ظاهر، فراتر از سطح، و فراتر از «چشم حال» که تنها در زمان حال می‌نگرد، به «چشم مآل» بیندیشد؛ به دوراندیشی و عاقبت‌بینی‌ای که جوهر عقل حقیقی است. همچنان که در داستان خوارزمشاه و اسب عمادالملک دیدیم، یکی با چشم ظاهر و اغواکنندهٔ اسب روبرو بود و دیگری با چشم بصیرت، نقص‌های پنهان آن را می‌دید.

من این را همان نوع بینشی می‌دانم که «صد پرده» را می‌درد. این پرده‌ها می‌توانند حجاب‌های ادراکی باشند، وهم‌ها، فریب‌ها، و پیچیدگی‌های جهان ظاهری. اما جان با این سرمهٔ الهی، از پس این صد پرده، «رشد» را می‌بیند. «رشد» در اینجا تنها به معنای نمو نیست؛ بلکه به معنای راستی، هدایت، صلاح و حق است. دیدن رشد، یعنی دیدن راه درست، حقانیت و آن حقیقت بنیادین که در پس همهٔ ظواهر پنهان است.

این بینش، همان چیزی است که به پیامبران و اولیا عطا می‌شود. مولانا خود می‌گوید: «چشم مهتر چون به آخر بود جفت / پس بدان دیده جهان را جیفه گفت.» این «مهتر» که اغلب به پیامبر اشاره دارد، با همین چشم آخربین و دوراندیش، جهان را فانی و بی‌ارزش (جیفه) می‌بیند. این نگاه به معنای تحقیر جهان نیست، بلکه به معنای دیدن حقیقتِ ناپایدار آن در قیاس با پایداری مطلق. این دقیقاً همان بصیرتی است که از پس پرده‌ها، ماهیت حقیقی امور را آشکار می‌کند. چنین بینشی، آدمی را از فریب‌های دنیا، از «جوز پوسیده‌»ای که مولانا از آن می‌گوید، می‌رهاند. کسی که از دور ببیند و امتحانش نکند، دیگر در دام ظاهر نمی‌افتد. این سخن برای من صددرصد است؛ بینش حقیقی، موهبتی الهی است که به جان قدرت تمییز می‌بخشد و آن را از غلتیدن در ورطهٔ فریب‌ها حفظ می‌کند.

نکات کلیدی

  • بصیرت حقیقی موهبتی الهی است که خداوند بر دیدهٔ جان می‌کشد، نه کوششی صرفاً بشری.
  • این سرمهٔ ربانی به جان قدرت می‌دهد تا «رشد» (راستی و هدایت) را از پس «صد پرده»ٔ ظواهر و حجاب‌ها ببیند.
  • «عقل» حقیقی، دوراندیشی و بینش «چشم مآل» است که فراتر از «چشم حال» می‌نگرد و ماهیت امور را درک می‌کند.
  • این بینش با نگاه پیامبرانه به جهان هم‌سو است؛ نگاهی که جهان را باطن‌بینانه «جیفه» می‌بیند و فریب ظاهر آن را نمی‌خورد.

Sources: d6-s77 · 28:48:00 d6-s77 · 41:44:00 d6-s77 · 42:47:00

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.