Lesen Buch 6 Der Herr sagt im Traum dem Vermittler die Beträge der Schulden jenes Freundes, der gekommen war, und zeigt den Ort an, an dem das Silber vergraben war. Und er schickt eine Botschaft an die Erben, dass sie es auf keinen Fall als viel ansehen und nichts davon zurücknehmen sollen, und selbst wenn er nichts davon annimmt oder nur einen Teil, sollen sie es dort lassen, damit jeder, der will, es nehmen kann, denn ich habe Allah gelobt, dass nichts von diesem Silber zu mir oder meinen Angehörigen zurückkehren soll. Bis zum Ende. Vers 3547

M6:3547 — گشته باشد هم‌چو سگ قی را اکول / مسترد نحله بر قول رسول

گشته باشد هم‌چو سگ قی را اکولمسترد نحله بر قول رسول
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:3547

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن کس که بخشش خود را پس می‌گیرد، همچون سگی است که استفراغش را می‌خورد؛ این به قول رسول اکرم است. معنا: این بیت، به نقل از پیامبر اسلام، بازپس‌گیری هدیه و عطیه را عملی به غایت زشت و ناپسند می‌داند و آن را با استعاره‌ای قاطع و زننده محکوم می‌کند.

شرح

در این بیت، مولانا سخنی از پیامبر اکرم (ص) را نقل می‌کند که درباره‌ی بازپس‌گیری عطایا و بخشش‌هاست. این حکمی‌ست که فراتر از فقه و قانون، بر اخلاق و مروت تأکید دارد. من پیش‌تر هم اشاره کرده بودم که گاهی مولانا از حدود فقهی گذر می‌کند و به پهنهٔ گسترده‌تر اخلاق عرفانی وارد می‌شود؛ اینجا یکی از همان موارد است. این مرد ثروتمند در وصیت خود، نذرها کرده بود که آن سیم و زر به او و متعلقانش باز نگردد، حتی اگر آن گیرنده نخواهد. او مال را از خود برداشته و به خداوند سپرده بود.

عبارت «مسترد نحله» یعنی کسی که می‌خواهد عطیه و بخششی را که داده است، بازپس گیرد. مولانا این عمل را با شدیدترین و زننده‌ترین تعبیر ممکن، یعنی بازگشت سگ به قی خود، محکوم می‌کند. این تعبیری‌ست که در احادیث نبوی با عبارت «العائد فی هبته کالکلب یعود فی قیئه» آمده است. این تمثیل حیوانی، عمق قبح اخلاقی این عمل را به وضوح نشان می‌دهد. گرچه از نظر فقهی، در برخی شرایط خاص (مثلاً مادام که متلقای‌عنه در آن تصرفی نکرده باشد) پس گرفتن هبه ممکن است مجاز دانسته شود، اما اخلاقاً، و آن‌گونه که روح مثنوی تعلیم می‌دهد، این کار به غایت ناپسند و مذموم است. بخشیدن از سر اخلاص، یک جریان یک‌طرفه است؛ همچون شیری که از پستان دوشیده شده و دیگر به پستان بازنمی‌گردد. این بیت به ما می‌آموزد که بخشش‌های ما باید قطعی و بی‌بازگشت باشند و نباید در آن تردید و ندامت راه یابد. این اوج مروت و جوانمردی‌ست که مولانا در این حکایت بدان اشاره می‌کند.

نکات کلیدی

  • بیت، نقل قولی از پیامبر اکرم است که بازپس‌گیری هدیه را نکوهش می‌کند.
  • مولانا مرزهای فقه را درنوردیده و بر حکم اخلاقی تأکید دارد؛ حتی اگر از نظر قانونی پس‌گرفتن هبه مجاز باشد.
  • استعارهٔ «سگ قی را اکول» نشان‌دهندهٔ قبح شدید اخلاقی این عمل است.
  • بخشش حقیقی یک‌طرفه و بی‌بازگشت است؛ مانند شیری که از پستان دوشیده می‌شود.
  • داستان خواجه، نمادی از وفای به عهد با خداوند و سخاوتمندی مطلق است.

Sources: d6-s78 · 46:00:00 d6-s78 · 47:22:00 d6-s78 · 48:00:00 d6-s78 · 50:30:00 d6-s78 · 51:45:00 d6-s78 · 52:20:00

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.