Lesen Buch 6 Dieser Mann kommt in Ägypten an, und nachts geht er auf die Straße, um zu betteln. Die Nachtwache nimmt ihn fest, und er erreicht sein Ziel durch die Nachtwache, nachdem er viele Schläge erhalten hat. Und »es mag sein, dass euch etwas widerwärtig ist, was gut für euch ist« (Sure 2, Vers 216) und sein Ausspruch (Allah der Erhabene) »Allah wird nach Schwierigkeiten Erleichterung schaffen« (Sure 65, Vers 7) und sein Ausspruch ﷺ: »Intensiviere die Bedrängnis, dann wird sie sich lösen.« Und der gesamte Koran und die herabgesandten Bücher bestätigen dies. Vers 4260

M6:4260 — اصبع ملدوغ بُر ، در دفع شر / در تعدی و هلاک تن نگر

اصبع ملدوغ بُر ، در دفع شردر تعدی و هلاک تن نگر
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:4260

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: انگشت گزیده‌شده را قطع کن تا شر دفع شود؛ به تجاوز و نابودی [کل] تن توجه کن. معنا: این بیت توصیه می‌کند که برای جلوگیری از آسیب بزرگ‌تر به کل بدن، باید قسمت کوچکی که مورد آسیب قرار گرفته را فدا کرد. این تمثیل به لزوم فدا کردن جزء برای کل اشاره دارد.

شرح

این بیت در داستانی مطرح می‌شود که عسس (پاسبان) توسط حاکم وقت بابت سهل‌انگاری در دستگیری دزدان سرزنش می‌شود. حاکم به او گوشزد می‌کند که نباید به «رنج خاص» (سختی‌ای که بر دزد می‌رود) توجه کند، بلکه باید «رنج عام» (آسیبی که از دزدی به عموم مردم می‌رسد) را در نظر بگیرد. مولوی این نکتهٔ حکومتی را با تمثیل بسیار گویایی بیان می‌کند: «اصبع ملدوغ بُر، در دفع شر / در تعدی و هلاک تن نگر».

«اصبع ملدوغ» به معنای انگشتی است که گزیده شده و زهر در آن جریان یافته است. در طب قدیم، یکی از راه‌های دفع زهر این بود که انگشت گزیده‌شده را قطع می‌کردند یا می‌شکافتند تا خون و زهر از آن خارج شود. پیام این تمثیل روشن است: نباید به خاطر یک انگشت، کل بدن را به زحمت و بیماری انداخت. اگر این انگشت بریده یا شکافته نشود، زهر به کل بدن سرایت کرده و موجب مرگ یا بیماری عمومی خواهد شد.

مولانا این آموزه را بسط می‌دهد و آن را به یک اصل بنیادین در حکمت و حکومت‌داری بدل می‌سازد. من معتقدم که این بیت، یک حکم اخلاقی و سیاسی قاطع صادر می‌کند: «خاص باید فدای عام بشود، جزء باید فدای کل بشود.» این یعنی مصلحت جمعیت بسیار و رفاه کل رعیت و ملت نباید فدای خوشی، زندگی، مقام، ثروت و مکنت چند نفر از خواص و نزدیکان گردد. عکس آن صحیح است؛ باید از این سو انگشت را که جزئی است، فدای کل پیکر کرد. دقیقاً همین مضمون در نامهٔ حضرت علی به مالک اشتر نیز آمده است که: «به خواص توجه نکنید، خاطرخواه آن‌ها نباشید، بلکه دل عامه را به دست بیاورید، حتی اگر خواص از شما ناراضی شوند.»

همان‌طور که در سخنرانی‌ها بارها گفته‌ام، حکومت‌های مستبد درست عکس این عمل می‌کنند. آن‌ها عامه مردم را می‌رنجانند تا چند نفر از خواص خود را راضی نگه دارند. این بیت در مقابل، یک اصل عدل‌آمیز را مطرح می‌کند: اگر نفعی به دست آوردن برای عموم مردم نیازمند فداکاری چند نفر باشد، این فداکاری واجب است. این تنها راه جلوگیری از «تعدی و هلاک تن» است، یعنی پیشگیری از گسترش شر و نابودی کل جامعه. این دیدگاه، نمادی از نگاه دوراندیشانه و مسئولیت‌پذیر در قبال سلامت و بقای جمعی است.

نکات کلیدی

  • اصالت فداکاری جزء برای کل و لزوم آن در حفظ سلامت جمعی.
  • اولویت‌دادن به صلاح عموم مردم بر مصلحت گروه کوچکی از خواص یا افراد.
  • آموزه‌ای برای حکومت‌داری عادلانه: توجه به درد و رنج عامه، نه فقط منافع خواص.
  • ضرورت تصمیم‌گیری‌های قاطع و حتی دشوار برای جلوگیری از فاجعه‌ای بزرگ‌تر.
  • نگاه دوراندیشانه و مسئولیت‌پذیر در دفع شرور و حفاظت از کیان جامعه.

Sources: d6-s95 · 01:41:45 d6-s95 · 01:47:00 d6-s95 · 01:48:30

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.