Lesen Buch 6 Dieser Mann kehrt fröhlich und mit seinem Wunsch erfüllt zurück, dankt Gott, wirft sich nieder und ist erstaunt über die Wunder der göttlichen Zeichen und die Offenbarung ihrer Interpretationen auf eine Weise, die kein Verstand und kein Verständnis erreichen kann. Vers 4378

M6:4378 — از جهاز ابرهه هم‌چون دده / آن فقیران عرب توانگر شده

از جهاز ابرهه هم‌چون ددهآن فقیران عرب توانگر شده
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:4378

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: از ساز و برگ سپاه ابرهه، که همچون درنده‌ای آمد، آن اعراب تهیدست توانگر شدند. معنا: این بیت اشاره دارد به داستانی تاریخی که سپاه ابرهه برای تخریب کعبه آمد، اما تجهیزاتشان پس از شکست، غنیمت اعراب فقیر شد و آنان را توانگر ساخت؛ نمادی از لطف خفی الهی که شر را به خیر بدل می‌کند.

شرح

مولانا در این بیت به یکی از ژرف‌ترین آموزه‌های عرفانی، یعنی «لطف خفی» یا مهربانی پنهان الهی، اشاره می‌کند. این بیت در چارچوب حکایت بازرگان بغدادی و گنج یافتن او می‌آید که خود نمونه‌ای عالی از همین اصل است: نیت سوء دشمن یا تلاش بیهوده انسان، به طریقی اعجازآمیز به خیری غیرمنتظره منجر می‌شود. ابرهه، فرمانروای یمن، با سپاهی عظیم و فیل‌ها (واقعه اصحاب فیل که در قرآن نیز بدان اشاره شده است) به قصد تخریب کعبه و انتقال مرکز حج به یمن لشکر کشید. او با تمام «جهاز» و ساز و برگ جنگی خود، همچون «دده»ای درنده به سوی مکه آمد تا «بیت» خدا را «ذلیل» کند و حیّ را چو میّت افکند. اما اراده الهی بر آن شد که این نیت سوء، نه تنها به مقصد نرسد، بلکه عین سعی او موجب «عزت کعبه» شود و مکیان را عزتی صدبرابر بخشد. مولانا در اینجا به وجه مادی این «لطف خفی» می‌پردازد: «جهاز ابرهه» که برای سرکوب و ویرانی آورده شده بود، پس از شکست سپاهش، به غنیمتی عظیم بدل شد. این تجهیزات و ثروت فراوان، به دست «فقیران عرب» افتاد و آنان را «توانگر» ساخت. دشمن با قصد نابودی آمده بود، اما نادانسته، زر و سیم و ثروت به «اهل بیت» می‌کشید و موجبات توانگری آنان را فراهم می‌کرد. این دقیقاً همان «کژروی»ای است که خداوند آن را «مِحصد احسان» می‌کند؛ یعنی راهی کج که به محصول و خرمن احسان می‌انجامد. این معانی ما را به سخن گرانقدر امیرالمومنین علی (ع) رهنمون می‌شود که فرمود: «عَرَفتُ اللهَ بِفَسخِ العَزائِمِ وَ نَقضِ الهِمَم» — من خدا را با فسخ عزیمت‌ها و نقض همت‌ها شناختم. یعنی بسیاری اوقات انسان با عزم و اراده‌ای قاطع، کاری را پی می‌گیرد، اما خداوند این عزیمت‌ها را «فسخ» می‌کند و همت‌ها را «نقض» می‌سازد تا نشان دهد که اداره حقیقی عالم در ید قدرت اوست. ابرهه با تمام عزم و همتش آمد، اما خداوند همت او را نقض کرد و نتیجه‌ای کاملاً متضاد با نیت او پدید آورد. این نشان‌دهنده آن است که گاهی گمراهی‌ها مقدمه هدایت می‌شوند و در دل سیاهی، روشنایی نهفته است. چنین تدبیری، از خداوند «ذواللطف الخفی» برمی‌آید؛ همان که سعدی نیز گفته است: «الا لا تَجزَعَنَّ اَخَ البَلیَّه فَلِلرَّحمانِ اَلطافٌ خَفیَّه».

نکات کلیدی

  • لطف خفی: اراده الهی می‌تواند هر شر و قصد نابودی را به خیر و برکت بدل کند.
  • سرنوشت ابرهه: قصد او برای تحقیر کعبه، به تقویت عزت آن و توانگری فقیران عرب انجامید.
  • جهاز ابرهه: ابزار و تجهیزات دشمن، منبع غنیمت و توانگری برای کسانی شد که قصد نابودی‌شان را داشت.
  • فسخ عزائم: طرح‌ها و اراده‌های انسانی، حتی قدرتمندترین آن‌ها، ممکن است توسط اراده الهی نقض شوند.
  • نفی جبر و تأیید تدبیر: این داستان نشان می‌دهد که خداوند حتی در اقدامات ظاهراً منفی انسان، تدبیری پنهان برای خیر دارد.

Sources: d6-s96 · 23:16:30 d6-s96 · 22:00:00 d6-s96 · 21:13:50

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.