Diwan-i Schams Ghasel 1898 Beyt 12 ← zurück · weiter →

Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۱۸۹۸

  1. چو معنی اسب آمد حرف چون زین بگو تا کی کشی بی‌اسب این زین

G1898:12

Deine Sprache

Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:

Kommentar zu diesem Beyt

Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:

Die ganze Ghasel ↗

  1. 1 ندا آمد به جان از چرخ پروین·که بالا رو چو دردی پست منشین
  2. 2 کسی اندر سفر چندین نماند·جدا از شهر و از یاران پیشین
  3. 3 ندای ارجعی آخر شنیدی·از آن سلطان و شاهنشاه شیرین
  4. 4 در این ویرانه جغدانند ساکن·چه مسکن ساختی ای باز مسکین
  5. 5 چه آساید به هر پهلو که گردد·کسی کز خار سازد او نهالین
  6. 6 چه پیوندی کند صراف و قلاب·چه نسبت زاغ را با باز و شاهین
  7. 7 چه آرایی به گچ ویرانه‌ای را·که بالا نقش دارد زیر سجین
  8. 8 چرا جان را نیارایی به حکمت·که ارزد هر دمش صد چین و ماچین
  9. 9 نه آن حکمت که مایه گفت و گوی است·از آن حکمت که گردد جان خدابین
  10. 10 تو گوهر شو که خواهند و نخواهند·نشانندت همه بر تاج زرین
  11. 11 رها کن پس روی چون پای کژمژ·الف می باش فرد و راست بنشین
  12. 12 چو معنی اسب آمد حرف چون زین·بگو تا کی کشی بی‌اسب این زین
  13. 13 کلوخ انداز کن در عشق مردان·تو هم مردی ولی مرد کلوخین
  14. 14 عروسی کلوخی با کلوخی·کلوخ آرد نثار و سنگ کابین
  15. 15 به گورستان به زیر خشت بنگر·که نشناسی تو سارانشان ز پایین
  16. 16 خدایا دررسان جان را به جان‌ها·بدان راهی که رفتند آل یاسین
  17. 17 دعای ما و ایشان را درآمیز·چنان کز ما دعای و از تو آمین
  18. 18 عنایت آن چنان فرما که باشد·ز ما احسان اندک وز تو تحسین
  19. 19 ز شهوانی به عقلانی رسانمان·بر اوج فوق بر زین لوح زیرین

ganjoor: sh1898 · public domain