Diwan-i Schams› Ghasel 1898› Beyt 9 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۱۸۹۸
- نه آن حکمت که مایه گفت و گوی است از آن حکمت که گردد جان خدابین
G1898:9
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 ندا آمد به جان از چرخ پروین·که بالا رو چو دردی پست منشین
- 2 کسی اندر سفر چندین نماند·جدا از شهر و از یاران پیشین
- 3 ندای ارجعی آخر شنیدی·از آن سلطان و شاهنشاه شیرین
- 4 در این ویرانه جغدانند ساکن·چه مسکن ساختی ای باز مسکین
- 5 چه آساید به هر پهلو که گردد·کسی کز خار سازد او نهالین
- 6 چه پیوندی کند صراف و قلاب·چه نسبت زاغ را با باز و شاهین
- 7 چه آرایی به گچ ویرانهای را·که بالا نقش دارد زیر سجین
- 8 چرا جان را نیارایی به حکمت·که ارزد هر دمش صد چین و ماچین
- 9 نه آن حکمت که مایه گفت و گوی است·از آن حکمت که گردد جان خدابین
- 10 تو گوهر شو که خواهند و نخواهند·نشانندت همه بر تاج زرین
- 11 رها کن پس روی چون پای کژمژ·الف می باش فرد و راست بنشین
- 12 چو معنی اسب آمد حرف چون زین·بگو تا کی کشی بیاسب این زین
- 13 کلوخ انداز کن در عشق مردان·تو هم مردی ولی مرد کلوخین
- 14 عروسی کلوخی با کلوخی·کلوخ آرد نثار و سنگ کابین
- 15 به گورستان به زیر خشت بنگر·که نشناسی تو سارانشان ز پایین
- 16 خدایا دررسان جان را به جانها·بدان راهی که رفتند آل یاسین
- 17 دعای ما و ایشان را درآمیز·چنان کز ما دعای و از تو آمین
- 18 عنایت آن چنان فرما که باشد·ز ما احسان اندک وز تو تحسین
- 19 ز شهوانی به عقلانی رسانمان·بر اوج فوق بر زین لوح زیرین
ganjoor: sh1898 · public domain