Diwan-i Schams› Ghasel 358› Beyt 15 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۳۵۸
- تو را ای دوست چون من یار غارم سری در غار کن کاین غار چونست
G358:15
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 نگار خوب شکربار چونست·چراغ دیده و دیدار چونست
- 2 عجب آن غمزه غماز چونست·عجب آن طره طرار چونست
- 3 عجب آن شهره بازار خوبی·عجب آن رونق گلزار چونست
- 4 دلم از مهر در ماتم نشستهست·عجب در مهر دل دلدار چونست
- 5 ز لطف خویش یارم خواند آن یار·عجب آن یار بی این یار چونست
- 6 به ظاهر بندگان را مینوازد·عجب با بنده در اسرار چونست
- 7 چو اول دیدمش جانیم بخشید·بدانستم که در ایثار چونست
- 8 اگر دوباره کردی آن کرم را·یقین گشتی که در تکرار چونست
- 9 عجب آن شعر اطلس پوش جعدش·بگرد اطلس رخسار چونست
- 10 طبیب عاشقان را بازپرسید·که تا آن نرگس بیمار چونست
- 11 عجب آن نافه تاتار چونست·عجب آن طره بلغار چونست
- 12 عجب بر دایره خط محقق·که بشکستهست صد پرگار چونست
- 13 من زارم اسیر ناله زیر·نپرسد روزکی کان زار چونست
- 14 دلم دزد نظر او دزد این دزد·عجب آن دزد دزدافشار چونست
- 15 تو را ای دوست چون من یار غارم·سری در غار کن کاین غار چونست
- 16 که تا بینم تو را جان برفشانم·نمایم خلق را نظار چونست
- 17 نهایت نیست گفتم را ولیکن·نمودم شکل آن گفتار چونست
ganjoor: sh358 · public domain