Divan-e Shams Ghazal 1 Beyt 4 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱

  1. در سینه‌ها برخاسته، اندیشه را آراسته هَم خویش حاجَت خواسته، هَم خویشتن کَرده رَوا

G1:4

Your language

Risen up in our breasts, adorning our thought,you yourself have asked the favor, and you yourself have granted it.
You are the internal force that inspires our deepest thoughts and desires. Paradoxically, you are both the source of the prayer and the one who answers it.

ai-draft · gemini-2.5-pro

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

آراستهHaving adorned, decorated, arranged.حاجَتA need, a wish, a favor asked in prayer.رَواGranted, fulfilled, permissible.

The whole ghazal ↗

  1. 1 اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بی‌مُنتها·اِی آتشی اَفروخته، در بیشهٔ اَندیشه‌ها
  2. 2 امروز خَندان آمدی، مِفتاحِ زندان آمدی·بر مُستمندان آمدی، چون بَخشش و فَضلِ خدا
  3. 3 خورشید را حاجِب تویی، اومید را واجِب تویی·مطلب تویی طالب تویی، هم مُنتها هم مُبتدا
  4. 4 در سینه‌ها برخاسته، اندیشه را آراسته·هَم خویش حاجَت خواسته، هَم خویشتن کَرده رَوا
  5. 5 اِی روح‌بخشِ بی‌بَدَل، وِی لَذّتِ علم و عمل·باقی بهانه‌ست و دَغَل، کاین علّت آمد وان دَوا
  6. 6 ما زان دَغَل کَژبین شده، با بی‌گُنه در کین شده·گَه مَستِ حورَالعین شده، گَه مستِ نان و شوربا
  7. 7 این سُکر بین هِل عَقل را، وین نُقل بین هِل نَقل را·کَز بهرِ نان و بَقل را، چندین نشاید ماجرا
  8. 8 تَدبیرِ صَد رَنگ اَفکنی، بَر روم و بَر زَنگ اَفکنی·وَ اندر میان جَنگ اَفکنی، «فی اِصطِناعٍ لا یُری»
  9. 9 می‌مال پنهان گوشِ جان، می‌نِه بَهانه بَر کَسان·جان «رَبِّ خَلِّصنی» زَنان، والله که لاغ است ای کیا
  10. 10 خامُش که بَس مُستَعجِلَم، رَفتم سویِ پایِ عَلَم·کاغذ بِنِه بِشکن قَلَم، ساقی دَرآمد الصَلا

ganjoor: sh1 · public domain