ديوان شمس› غزل ١٥٠٥› بيت ٦ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۵۰۵
- خدایا نوبتی مست بفرست که ما از می دهل کردیم اشکم
G1505:6
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 یکی مطرب همیخواهم در این دم·که نشناسد ز مستی زیر از بم
- 2 حریفی نیز خواهم غمگساری·ز بیخویشی نداند شادی از غم
- 3 همه اجزای او مستی گرفته·مبدل گشته از اولاد آدم
- 4 مسلمانی منور گشته از وی·مسلم گشته از هستی مسلم
- 5 چو با نه کس بیاید بشمری ده·ده تو نه بود از ده یکی کم
- 6 خدایا نوبتی مست بفرست·که ما از می دهل کردیم اشکم
- 7 دهل کوبان برون آییم از خویش·که ما را عزم ساقی شد مصمم
- 8 دهلزن گر نباشد عید عید است·جهان پُر عید شد والله اعلم
- 9 پراکنده بخواهم گفت امروز·چه گوید مرد درهم جز که درهم
- 10 مگر ساقی بینداید دهانم·از آن جام و از آن رطل دمادم
- 11 مرادم کیست زینها شمس تبریز·ازیرا شمس آمد جان عالم
ganjoor: sh1505 · public domain