Divan-e Shams Ghazal 2031 Beyt 2 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۰۳۱

  1. دل آینه است چینی با دل چو همنشینی صد تیغ اگر ببینی هم دیده را سپر کن

G2031:2

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 ای محو راه گشته از محو هم سفر کن·چشمی ز دل برآور در عین دل نظر کن
  2. 2 دل آینه است چینی با دل چو همنشینی·صد تیغ اگر ببینی هم دیده را سپر کن
  3. 3 دانم که برشکستی تو محو دل شدستی·در عین نیست هستی یک حمله دگر کن
  4. 4 تا بشکنی شکاری پهلوی چشمه ساری·ای شیر بیشه دل چنگال در جگر کن
  5. 5 چون شد گرو گلیمی بهر در یتیمی·با فتنه عظیمی تو دست در کمر کن
  6. 6 ماییم ذره ذره در آفتاب غره·از ذره خاک بستان در دیده قمر کن
  7. 7 از ما نماند برجا جان از جنون و سودا·ای پادشاه بینا ما را ز خود خبر کن
  8. 8 در عالم منقش ای عشق همچو آتش·هر نقش را به خود کش وز خویش جانور کن
  9. 9 ای شاه هر چه مردند رندان سلام کردند·مستند و می نخوردند آن سو یکی گذر کن
  10. 10 سیمرغ قاف خیزد در عشق شمس تبریز·آن پر هست برکن وز عشق بال و پر کن

ganjoor: sh2031 · public domain