Divan-e Shams Ghazal 207 Beyt 12 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۰۷

  1. از مدد لطف او ایمن گشتم از آنک گوید سلطان غیب: «لَستَ تَرانی» مرا

G207:12

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 ای که به هنگامِ درد راحتِ جانی مرا·وِی که به تلخی‌ِ فقر گنجِ روانی مرا
  2. 2 آنچه نبرده‌ست وهم عقل ندیده‌ست و فهم·از تو به جانم رسید قبله از آنی مرا
  3. 3 از کرمت من به ناز می‌نگرم در بقا·کی بفریبد شها دولت فانی مرا؟
  4. 4 نَغمَت آنکس که او مژده‌ی تو آورَد·گرچه به خوابی بوَد به ز اَغانی مرا
  5. 5 در رکعات نماز هست خیال تو شه!·واجب و لازم چنانک سَبع مَثانی مرا
  6. 6 در گنه کافران رحم و شفاعت تو راست·مهتری و سروری! سنگ‌دلانی مرا
  7. 7 گر کرم لایزال عرضه کند مُلک‌ها·پیش نهد جمله‌ای کنز نهانی مرا
  8. 8 سجده کنم من ز جان روی نهم من به خاک·گویم از این‌ها همه عشق فلانی مرا
  9. 9 عمر ابد پیش من هست زمان وصال·زانک نگنجد در او هیچ زمانی مرا
  10. 10 عمر، اَوانی‌ست و وصل، شربت صافی در آن·بی تو چه کار آیدم رنج اَوانی مرا ؟
  11. 11 بیست هزار آرزو، بود مرا پیش از این·در هوسش خود نماند هیچ امانی مرا
  12. 12 از مدد لطف او ایمن گشتم از آنک·گوید سلطان غیب: «لَستَ تَرانی» مرا
  13. 13 گوهر معنی اوست پر شده جان و دلم·اوست اگر گفت نیست ثالث و ثانی مرا
  14. 14 رفت وصالش به روح جسم نکرد التفات·گرچه مجرد ز تن گشت عیانی مرا
  15. 15 پیر شدم از غمش لیک چو تبریز را·نام بری بازگشت جمله جوانی مرا

ganjoor: sh207 · public domain