Divan-e Shams› Ghazal 232› Beyt 16 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۳۲
- وکیل عشق درآمد به صدر قاضی کاب که تا دلش برمد از قضا و از گبها
G232:16
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 چو عشق را تو ندانی بپرس از شبها·بپرس از رخ زرد و ز خشکی لبها
- 2 چنان که آب حکایت کند ز اختر و ماه·ز عقل و روح حکایت کنند قالبها
- 3 هزار گونه ادب جان ز عشق آموزد·که آن ادب نتوان یافتن ز مکتبها
- 4 میان صد کس عاشق چنان بدید بود·که بر فلک مه تابان میان کوکبها
- 5 خرد نداند و حیران شود ز مذهب عشق·اگر چه واقف باشد ز جمله مذهبها
- 6 خضردلی که ز آب حیات عشق چشید·کساد شد بر آن کس زلال مشربها
- 7 به باغ رنجه مشو در درون عاشق بین·دمشق و غوطه و گلزارها و نیربها
- 8 دمشق چه که بهشتی پر از فرشته و حور·عقول خیره در آن چهرهها و غبغبها
- 9 نه از نبیذ لذیذش شکوفهها و خمار·نه از حلاوت حلواش دمل و تبها
- 10 ز شاه تا به گدا در کشاکش طمعند·به عشق بازرهد جان ز طمع و مطلبها
- 11 چه فخر باشد مر عشق را ز مشتریان·چه پشت باشد مر شیر را ز ثعلبها
- 12 فراز نخل جهان پختهای نمییابم·که کند شد همه دندانم از مذنبها
- 13 به پر عشق بپر در هوا و بر گردون·چو آفتاب منزه ز جمله مرکبها
- 14 نه وحشتی دل عشاق را چو مفردها·نه خوف قطع و جداییست چون مرکبها
- 15 عنایتش بگزیدست از پی جانها·مسببش بخریدست از مسببها
- 16 وکیل عشق درآمد به صدر قاضی کاب·که تا دلش برمد از قضا و از گبها
- 17 زهی جهان و زهی نظم نادر و ترتیب·هزار شور درافکند در مرتبها
- 18 گدای عشق شمر هر چه در جهان طربیست·که عشق چون زر کانست و آن مذهبها
- 19 سلبت قلبی یا عشق خدعه و دها·کذبت حاشا لکن ملاحه و بها
- 20 ارید ذکرک یا عشق شاکرا لکن·و لهت فیک و شوشت فکرتی و نها
- 21 به صد هزار لغت گر مدیح عشق کنم·فزونترست جمالش ز جمله دبها
ganjoor: sh232 · public domain